برگردان به زبان ساده
خدایا سینه من را صفا ده
دلم را حکمت بی منتهی ده
هوش مصنوعی: خدایا، قلبم را پاک کن و به من دانشی عمیق و بیپایان عطا کن.
ز صفوت بخش انوار سرورم
نشان بر صفه ایوان نورم
هوش مصنوعی: از پاکی و خلوص، نشانی از شادی من بر پیشانی ایوان نور وجود دارد.
عروجم ده بمعراج حقیقت
بنه بر تار کم تاج حقیقت
هوش مصنوعی: به من کمک کن تا به اوج حقیقت برسم و آن را با تزیینات زیبا جلوهگر کنم.
سویدای مرا سر قدم ده
وجود لایزالی بر عدم ده
هوش مصنوعی: دلم را برای آغاز سفر زندگی به وجودی جاودانه و بیپایان پر از شکوه و زیبایی عطا کن.
مرا از قید امکانی رها کن
بتمکین وجوبی آشنا کن
هوش مصنوعی: مرا از محدودیتهای موجود آزاد کن و به معرفتی عمیق و لازم برسان.
منه بر جبهه ام داغ سوائی
بکار بنده خود کن خدائی
هوش مصنوعی: بر پیشانی من نشان سوختگی مگذار، زیرا که تو خدای من هستی و من بنده تو.
خدائی کن بکار بنده خود
بمیران از خودی کن زنده خود
هوش مصنوعی: خداوندی کن و به بندهات کمک کن تا از خودخواهی رهایی یابد و دوباره حیات جدیدی را از لطف تو پیدا کند.
دماغم از شراب ذات تر کن
دل و جانم دل و جان دگر کن
هوش مصنوعی: بگذار تا نوشیدن شراب درونم را تازه کند و جان و دلم را دگرگون سازد.
ز پای من بمائی پشت پا زن
بدست من منیت را قفا زن
هوش مصنوعی: از پای من دور شو و به من پشت کن، با دست من خودخواهیام را به عقب بران.
که من با اینکه با کثرت دو چارم
بمحو و محق و طمس امیدوارم
هوش مصنوعی: با اینکه در دنیای پر از مشکلات و دشواریها غرق شدهام و احساس میکنم که همه چیز در حال از بین رفتن است، اما هنوز امید دارم.
توئی گنجینه ویرانه من
نباشد جز تو کس در خانه من
هوش مصنوعی: تو گنجینهای هستی و هیچکس جز تو در خانهام نیست.
کدامین من کدامین خانه هشدار
درینجا نیست غیر از یار دیار
هوش مصنوعی: اینجا هیچ نشانی از من و خانهام نیست، تنها یارم در این دیار حضور دارد.
بود خود حکمت منطوق و مسکوت
که رزاقست و روزی خواره وقوت
هوش مصنوعی: خود حکمت به دو نوع قابل فهم است، یکی آنچه به وضوح بیان شده و دیگری آنچه به شکل غیرمستقیم و پنهان گفته شده است. در اینجا گفته میشود که تمام حکمتها به این نکته اشاره دارند که خداوند روزیدهنده است و انسانها تنها مصرفکننده آن روزی و قوت هستند.
بود با خانه صاحب خانه یک چیز
بوحدت از دوئی برخاست تمییز
هوش مصنوعی: در خانه صاحبخانه، جویای یگانگی هستیم که از دوگانگی جدا شده است.
دل و دارنده دل در دز دل
یکی باشد بود این معجز دل
هوش مصنوعی: اگر دل و کسی که دل را در دست دارد، در درون هم یکی شوند، این خود معجزهای از دل است.
من و معشوق من در دولت عشق
دوتا نبود بنازم قدرت عشق
هوش مصنوعی: من و محبوبم در آغوش عشق یکی هستیم و هرگز جدا نیستیم. قدرت عشق را میستایم.
مرا معشوق در خود کرده فانی
ندارد عشق زین بهتر نشانی
هوش مصنوعی: عشق من چنان عمیق و واقعی است که نشانی بهتر از این نمیتواند وجود داشته باشد؛ معشوقم باعث شده که خود را فراموش کنم و در او محو شوم.
نهال نیستی بار آورد مرگ
درخت نفی را نه بار و نه برگ
هوش مصنوعی: هیچ درختی از عدم به بار نمیآید، نه ثمرهای دارد و نه برگی.
اگر شاخ و اگر برگ و اگر بار
نهال عشق را باشد سزاوار
هوش مصنوعی: هر چه درخت عشق، چه شاخه، چه برگ و چه میوه داشته باشد، همگی لایق احترام و ارزش هستند.
نهال عشق را اصلیست ثابت
فروعش نبت گردون را منابت
هوش مصنوعی: عشق دارای ریشهای سفت و محکم است و شاخههای آن به خوبی در آسمان و زمین رشد میکنند.
بر او گوهر گنجینه من
طلوع طلع سرش سینه من
هوش مصنوعی: او گنجینهای از درخشندگی و ارزش است و نور وجودش همچون صبحی زیبا بر دل من میتابد.
وجودش نقد دولت خانه ما
که این گنجست در ویرانه ما
هوش مصنوعی: وجود او مانند گنجی است که در ویرانه ما قرار دارد و ارزش او برای ما برابر با تمام ثروتهای دنیاست.
درخت عشق را بستان بود دل
نباشد آبش از سرچشمه گل
هوش مصنوعی: درخت عشق نیاز به محبت و علاقه دارد؛ اگر دل آدمی نسبت به این عشق بیاحساس باشد، مانند این است که درخت بدون آب بماند و به گل نرشد.
خیابانش دماغ می پرستان
روان آبش ز جوی مغز مستان
هوش مصنوعی: خیابان او مانند بینی افرادی است که به پرستش اباطیل میپردازند و جوی آبش از مغزهای سرمست پر است.
رگ من زیر بار ریشه اوست
چه شیرست اینکه رگها ریشه اوست
هوش مصنوعی: رگ من به ریشه او متصل است و این نشاندهندهٔ قدرت و عظمت اوست. این ارتباط نشان میدهد که درون من تحت تأثیر اوست و وجودش مانند شیری قوی و با شکوه است.
نماید شیر دشتی صید آهو
ز ناهاری که میتازد بهر سو
هوش مصنوعی: شیر دشتی به خاطر غذایی که میخورد، به دنبال آهو میدود و در این حین، قدرت و توانایی خود را نشان میدهد.
چه شیرست اینکه در رگ رفته چون دم
شکار او دلست و مغز آدم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چیزی چنان دلانگیز و شیرین است که در عمق وجود انسان، مانند اثری قدرتمند پررنگ و با اهمیت نمایان میشود. احساساتی که در قلب و ذهن آدمی وجود دارد، شبیه به شوق و هیجان شکار است که او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
بود در استخوان و در رگ و پی
رگ و استخوان و پی مینا و اومی
هوش مصنوعی: وجود او در درون من، عمق وجودم را پر کرده است؛ او در هر جزء و ذره وجودم نفوذ کرده و با من یکی شده است.
شراب صافی و مینای بی رنگ
مصفا هر دو از آلایش زنگ
هوش مصنوعی: شراب خالص و ظرف شیشهای بیرنگ و پاک، هر دو از آلودگی و زنگار مبرا هستند.
دو همدم هر دو را با هم تشبه
دوئی را برد سیلاب تنزه
هوش مصنوعی: دو دوست که هر دو به هم شباهت دارند، مانند دو قطره آب که در جریان پاکی و وضوح، از یکدیگر جدا نمیشوند.
یکی شد مشتبه شد دوست با دوست
ندانم عشق باشد یا رگ و پوست
هوش مصنوعی: دوستان به هم نزدیک و شبیه شدهاند، اما نمیدانم این نزدیکی ناشی از عشق است یا ناشی از ارتباطات و پیوندهای عاطفی و جسدی.
ندانم خویش را از رفع سوزش
همی دانم که میسوزم در آتش
هوش مصنوعی: نمیدانم که واقعیتم چیست، اما احساس میکنم دردی دارم و در آتش عذاب میکشم.
چنان بنهاد پایم عشق در نار
که بند نعل آتش زد بدستار
هوش مصنوعی: عشق چنان در دل من جای گرفت که گرمی و سوزش آن را به وضوح حس کردم و مثل آتشی که نعلش گرم شده، وجودم را در آتش شور و شوق زنده کرد.
خدایا آتش عشقم قوی کن
شرار من شرار موسوی کن
هوش مصنوعی: ای خدا، آتش عشق من را شدت بخش و شعلهوریم را مانند شعلههای آتش مویسوی قرار بده.
مرا در وادی ایمن گذرده
کف نور و عصای راهبر ده
هوش مصنوعی: مرا در سرزمین امن و آرامش بببر و با نوری که در دستانت است، راهنمایی کن.
عطا کن از عصاهای شعیبم
که گردد اژدهای مار عیبم
هوش مصنوعی: به من قدرت و یاری بده تا بتوانم عیبها و مشکلاتم را برطرف کنم، مانند عصای شعیب که به او داده شد.
بهارون هدایم آشنا کن
مرا موسای فرعون هوی کن
هوش مصنوعی: بهار، مرا با خود آشنا کن و مانند موسی، فرعون را که نماد عادتهای ناپسند است، دور کن.
نیوشان از درخت قلب آگاه
ندای لا تخف انی انا الله
هوش مصنوعی: صدای دلانگیز درخت به مسافری آگاه میکند که نترس، من همان خدا هستم.
بالقای عصا کن امر توری
مؤید کن بتاییدات طوری
هوش مصنوعی: امر خود را به مقام و قدرتی برسان که از طریق یاری و تأییدات موجز و روشن، به نتیجه برسد.
مرا در شبروی ثابت قدم ساز
دلم روشن بنور صبحدم ساز
هوش مصنوعی: مرا در شبزندهداری ثابت قدم کن و دلم را با نور صبح روشن کن.