برگردان به زبان ساده
همدم عیسینفسی با دل آگاه شدم
در خم خورشید فلک رنگرز ماه شدم
هوش مصنوعی: با دوستی و همراهی عیسینفس، به آگاهی دل رسیدم و در تحت تأثیر خورشید که به مانند رنگریزی در آسمان است، به ماهی تبدیل شدم.
صبغه الله شود رنگپذیر خم دل
در خم بیرنگ شدم صبغه الله شدم
هوش مصنوعی: به رنگ خدا درآمدم و مانند خمیدگی دل، در دنیای بیرنگ و عدم رنگ آمیزی شدم. من به رنگ خدا آراسته شدم.
گر روی آگاه شوی این ره فقر است و فنا
من به ره فقر و فنا رفتم و آگاه شدم
هوش مصنوعی: اگر بدانی، خواهی فهمید که این مسیر، مسیر فقر و نابودی است. من به این مسیر رفتم و در نهایت به این حقیقت پی بردم.
بندگی عشق دهد سلطنت کون و مکان
عشق به من کرد نظر بنده بدم شاه شدم
هوش مصنوعی: محبت و بندگی به عشق، من را به مقام و عزت رساند. عشق به من نگاهی کرد و از یک بنده، مرا به اعزاز سلطنت برسانید.
از روش و راه شوی معتکف کعبه دل
معتکف کعبه دل از روش و راه شدم
هوش مصنوعی: من با پیروی از روش و راهی خاص، در دل خود به عبادت و ارادت مشغول شدم، مانند کسی که در کعبه معتکف است.
هستی من بت شد و من بتشکن هستی خود
نیست شدم هست ابد زان بت دلخواه شدم
هوش مصنوعی: وجود من به یک مجسمه زیبا تبدیل شد و من به آن شکافنده تبدیل شدم. دیگر هیچ وجودی از خود ندارم و همیشه در حالت هستی باقی ماندهام، به خاطر آن معشوق دلخواهی که دارم.
قبله اجرام فلک یوسف من بود و به امر
از زبر ماه به زیر آمده در چاه شدم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به مظهر زیبایی و نورانیت اشاره میکند و میگوید که محبوب او مانند ستارهای در آسمان است که تمام اجرام آسمانی به سوی او توجه دارند. با اراده و فرمانی، او از بالای آسمان به پایین آمده و شاعر خود را در چاه عشق و آرزو غرق کرده است. به نوعی، شاعر از عمق احساسات و وابستگیهایش به محبوب سخن میگوید.
باز بر آورد ز چه مالک تائید و من از
همتش از مصر هوی رسته و ذیجاه شدم
هوش مصنوعی: باز گردیدم تا ببینم چه چیزی مالک را تایید کرده و من نیز به خاطر تلاش او از دنیای هوس فاصله گرفته و شخصیت والا یافتهام.
در گه و بیگاه زدم گرچه درِ فقر ولی
والی این دولت اندوخته ناگاه شدم
هوش مصنوعی: در زمانهای مشخص و نامشخص به سراغ در فقر رفتم، اما ناگهان با این وجود، به این ثروت و دولت رسیدم.
گاه پراکنده شود کوه ز جا کنده شود
صرصر عشق آمد و من کوه بدم کاه شدم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات عشق به قدری قوی است که میتواند حتی کوههای بزرگ را از جا کنده و به حرکت درآورد، اما من که یک کوه استوار بودم، به راحتی به کاهی سبک و بیارزش تبدیل شدم.
حالی در مصر بقا یوسف عالیحسبم
از تک زندان هوی بر زبر گاه شدم
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به حال خود اشاره میکند که در سرزمینی به نام مصر، به خاطر ویژگیهای شخصیتی و نسب خوبش (عالیحسب)، از قید و بند هوسها و هواهای نفسانی رها شده و به مرتبه بالایی رسیده است. او خود را مانند یوسف، که در زندان قرار داشت، میداند اما اکنون از آن حال و محبوسیت آزاد شده و به زندگیای برتر و بهتر دست یافته است.
دیدم ماهی چو پری گشتم از عقل بری
شهره به دیوانهسری در سر هر ماه شدم
هوش مصنوعی: وقتی ماهی را دیدم که مانند پری زیبا بود، از عقل و اندیشه خارج شدم. به شهرت دیوانهگی معروف شدم و از آن زمان در ابتدای هر ماه دچار این حال میشوم.
خرد شدم سوده شدم از خودی آسوده شدم
چندی آلوده شدم باز به درگاه شدم
هوش مصنوعی: به تدریج از خودخواهی و دلبستگیهای دنیوی کم شدم و احساس آسودگی و آرامش پیدا کردم. مدتی گرفتار مشکلات و ناپاکیها بودم، اما دوباره به درگاه پروردگار مراجعه کردم و به او پناه بردم.
شست لب از شیر وفا مام مرا خواند صفا
مرد شدم فرد شدم شهره به افواه شدم
هوش مصنوعی: لبهایم را از شیر وفا شستم و به برکت آن زندگی جدیدی آغاز کردم. مرد شدم و به یک شخصیت شناختهشده تبدیل شدم که در دهانها میچرخد.