برگردان به زبان ساده
دوش از خاک در فقر کلاهم دادند
افسر سلطنت ماهی و ماهم دادند
هوش مصنوعی: دیشب در حالی که از خاک برمیخاستم، به من تاجی از سلطنت و نماد ماهی و همچنین ماهی خودم را دادند.
جستم از دشمن بیگانه پناه از در دوست
آشنایان در دوست پناهم دادند
هوش مصنوعی: از دشمن بیگانه فرار کردم و به در دوستی آشنا پناه بردم، و دوستانم در آنجا به من پناه دادند.
بمقامی که ره فقر بسلطان ندهند
من درویش صفت رفتم و راهم دادند
هوش مصنوعی: در جایی که راه فقر و نیازی به سلطنت و قدرت نیست، من به عنوان یک درویش و زاهد، با صفاتی خاص خودم وارد شدم و اجازه عبور پیدا کردم.
سر من سود شبی پای گدای در عشق
صبحدم دستگه و افسر شاهم دادند
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف حالتی میپردازد که در آن، عشق و محبت او را به آستان و درگاه محبوب میکشاند. او از شب و صبح سخن میگوید و نشان میدهد که به خاطر عشق، به درجهای از ارزش و احترام دست یافته است، به طوریکه حتی تاج و تخت شاهانه نیز به او هدیه میشود. این احساس بیانگر عشق عمیق و اتصال به زیباییهای زندگی است.
سر خط زندگی و ملک بقای ابدی
زان خط سبز و سر زلف سیاهم دادند
هوش مصنوعی: زندگی و سرنوشت ابدی انسان به خاطر زیباییها و جذابیتهایی که در دنیا میبیند، شکل میگیرد.
آه من بیهده نبود که ره سیر سما
ساکنان ملکوت از خط آهم دادند
هوش مصنوعی: ناله من بیفایده نبود، چون ساکنان آسمانها به صدای آهم توجه کردند و راه سیر خود را از آن تعیین کردند.
ز چه محبوب جهانم من بیگانه ز خویش
از خط دوست مگر مهر گیاهم دادند
هوش مصنوعی: چرا من در این جهان که محبوبم، از خودم بیگانهام؟ آیا به خاطر دوستی، محبت گیاهی به من دادهاند؟
یوسف جاه بدم پیشتر از خلقت جان
خلق کردند تن و راه بچاهم دادند
هوش مصنوعی: یوسف در دوران خودش مقام و موقعیتی بزرگ داشت. قبل از آنکه جان انسانها به وجود بیاید، خداوند جسم یوسف را خلق کرد و راههای زندگی را به او آموخت.
مالک ملک ازل نیز بچاهم نگذاشت
والی مصر ابد کرده و جاهم دادند
هوش مصنوعی: مالک جاودانه هم اجازه نداد که من در اینجا بمانم، در حالی که حاکم مصر به من فرصت زندگی و اعتبار بخشید.
سپر و چتر و علم سلطنتم کس به نداد
فر سلطان حقیقت بنگاهم دادند
هوش مصنوعی: تجهیزات و نشانههای سلطنت مرا هیچکس نداد، تنها حقیقت سلطنت من را نشان دادند.
طاعت ار بود مرا بود بسنگ پر کاه
کوه رحمت بشکوه پر کاهم دادند
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد من به اطاعت بپردازم، همین برای من کافی است. آنها کوه بزرگی از رحمت را به من بخشیدند که به اندازهای سنگین است که مانند کاه به نظر میرسد.
رحمت خاص که از بی گنهانست بری
بارش مزرع من شد که گناهم دادند
هوش مصنوعی: رحمت خاصی که از سوی بیگناهان نازل میشود، به مزرعه من باریده است، اما گناهان من را به من نسبت دادهاند.
فقر و درماندگی و بندگی و عجز و نیاز
جلواتیست که از فیض الهم دادند
هوش مصنوعی: فقر، ناتوانی و نیازمندی، نشانههایی هستند که از رحمت و لطف الهی به انسانها عطا شده است.
گاه و بیگاه در دوست زدم خاصان راه
بدرون گاه ندادندم و گاهم دادند
هوش مصنوعی: گاهی در محفل دوستان، به افراد خاص نزدیک شدم، اما برخی اوقات مرا به درون راه ندادند و برخی اوقات هم اجازه ورود دادند.
تا نمودند مرا محرم اسرار صفا
بار دادند بخلوتگه و گاهم دادند
هوش مصنوعی: آنها به من اجازه ورود به دنیای رازهای درون و پاکی را دادند و فضایی خصوصی و امن برایم فراهم کردند.
ز تباهی به نرستند سلاطین سلوک
هر چه دادند بدین حال تباهم دادند
هوش مصنوعی: سلطانان در مسیر سلوک از خرابی و آفت دور نماندند و هرچه به این وضعیت رسیدهاند، ناشی از همان تباهی و آسیبهایی است که به آنها دامن زده است.