برگردان به زبان ساده
بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
پای برهنه سیر گل [و] خار مشکل است
هوش مصنوعی: شراب پرنشاط نیاز به ظرف مناسب دارد و بدون آن، نوشیدن آن دشوار است. همچنین، قدم گذاشتن در میان گل و خار با پای برهنه کار آسانی نیست.
گفتم به چشم او که چرا دلبر است گفت
پرهیز پیش مردم بیمار مشکل است
هوش مصنوعی: به او گفتم چرا برای دلبر بودن اینقدر زیبا هستی، او پاسخ داد که دوری از مردم بیمار برای من دشوار است.
موسی ز ضعف دل به عصا تکیه کرد و رفت
تا کوه طور دید که دیدار مشکل است
هوش مصنوعی: موسی به دلیل ضعف و ناتوانی دلش به عصایش تکیه کرد و به راهش ادامه داد تا اینکه کوه طور را دید که دستیابی به آن دشوار به نظر میرسید.
الحق به غیر حق نتوان گفت حق منم
رفتن به پای خود به سر دار مشکل است
هوش مصنوعی: تصدیق حقیقت به غیر از حقیقت ممکن نیست. اقرار به حق خود، مانند رفتن به سمت یک مشکل بزرگ است.
دل را به چشم او ز نگه بیشتر سپار
سودای خام ناز خریدار مشکل است
هوش مصنوعی: دل خود را بیشتر از نگاهش به او بسپار، عشق بیخبر و پر از آرزو به دست آوردن او کار آسانی نیست.
در این سرای دو درهٔ چار طاق دهر
زنهار فکر کار مکن کار مشکل است
هوش مصنوعی: در این دنیا که برای همهٔ ما چهارچوبهای مشخصی دارد، مراقب باش که به مشکلات فکر نکنی، چون کارها پیچیده و دشوار هستند.
تا غنچهٔ لبت به سخن وانمی شود
دانستن حقیقت اسرار مشکل است
هوش مصنوعی: تا زمانی که لبانت به سخن باز نشوند، دانستن حقیقت و رازها دشوار خواهد بود.
می گفتمش قصیده سعیدا در این زمین
لکن ردیف و قافیه بسیار مشکل است
هوش مصنوعی: به او میگفتم که نوشتن یک شعر خوب در این زمینه کار آسانی نیست، چرا که پیدا کردن قافیه و ردیف مناسب بسیار دشوار است.