برگردان به زبان ساده
میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
دیدیم قیامت را دیروز ز بالایی
هوش مصنوعی: دیروز، زمانی که در ظرافتهای زلف معشوق غرق بودیم، تجلی عدالت را مشاهده کردیم و همه چیز به گونهای بود که گویی روز قیامت فرارسیده است.
چون خسته شود خاطر بوسم لب معشوقی
چون درد سرم آید سایم به کف پایی
هوش مصنوعی: وقتی که دل من خسته میشود، لبان معشوق را میبوسم و هنگامی که دردی سراغم میآید، سایهام را بر زمین میگذارم.
سنگ ره وصلش را چون سرمه بسی سودم
هر آبله در پایم شد دیدهٔ بینایی
هوش مصنوعی: به خاطر رسیدن به وصال محبوب، سنگی مانع میشود که مانند سرمه، به من سود برساند. هر زخم و لک در پایم، منجر به بینایی و آگاهی بیشتری میشود.
قربان تو می گردم تا هست مرا جانی
من ذره تو خورشیدی من بنده تو مولایی
هوش مصنوعی: من برای تو جانم را فدای تو میکنم، چونکه وجود من تنها ذرهای از وجود توست. من همچون خورشید از تو تابش میگیرم و تو مولای من هستی.
هر لاله در این صحرا داغی است ز مجنونی
هر گل خبری دارد از عارض لیلایی
هوش مصنوعی: هر لالهای در این بیابان نشاندهندهی احساس عمیق یک عاشق دیوانه است، و هر گلی از زیبایی معشوقش خبر دارد.
هر ذره در این عالم از پرتو خورشیدی است
هر قطره که می بینی آبی است ز دریایی
هوش مصنوعی: هر جزء از این جهان از نور خورشید نشأت میگیرد و هر قطره آبی که مشاهده میکنی، از اقیانوسی بزرگ است.
در ذیل نکونامان بسیار چو بسطامی است
در دفتر بدنامان کو مثل سعیدایی؟
هوش مصنوعی: در زیر نام نیکان، افراد زیادی وجود دارند که شبیه بسطامی هستند، اما در میان بدنامان، کسی به خوبی سعید پیدا نمیشود.