برگردان به زبان ساده
دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
ور شود زار و نزار از غم آن مو، گو شو
هوش مصنوعی: اگر دل انسان به خاطر زیبایی ابروها دچار آسیب شود، باید راضی باشد. حتی اگر به خاطر اندوه موهای معشوق به شدت در رنج باشد، باز هم باید بگذرد و قبول کند.
سوی او [می رو و] از شش جهت اندیشه مکن
گر شود هر دو جهان از تو به یک سو، گو شو
هوش مصنوعی: به او برو و خودت را مشغول به هیچ چیز نکن. حتی اگر همه چیزها در دنیا به یک سمت بروند، باز هم بگو که برو.
جان من باد فدا چشم سیه را گو باد
سر مجنون چو شود بر سر آهو، گو شو
هوش مصنوعی: جان من در فدای چشم سیاه توست. بگذار تا جانم همچون مجنون که بر سر آهو میزند، برای تو فدای عشق شود.
من نه آنم که سر از بندگیت بردارم
گر شود سلسلهٔ دل خم گیسو، گو شو
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که از بندگیات دست بکشم، حتی اگر رشتهٔ عشق من به موهای تو گره بخورد، بگو که برو!
نیست از مردن ابنای زمان هیچ غمی
گر شود خشک، گل و لالهٔ خودرو، گو شو
هوش مصنوعی: اگر نسلهای بشری از مرگ نگران نباشند، چه غمی وجود دارد؟ اگر گل و لالههای وحشی خشک شوند، میتوان گفت که باید به این وضعیت عادت کرد.
زلف عمری است سعیدا که تو را در دست است
گر شود جان چه شود بر سر یک مو، گو شو
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که موهای تو در دست من است و من از این موضوع خوشحالم. اگر جانم هم بر سر یک تار موی تو برود، چه اهمیتی دارد؟ بیا و این موضوع را بپذیر.