برگردان به زبان ساده
به دل ها ناوک انداز است دایم ابروان تو
جدا هرگز ندیدم تیر مژگان از کمان تو
هوش مصنوعی: ابروان تو مثل تیرهایی هستند که دائم دلها را هدف میگیرند، اما من هیچگاه تیر مژگان تو را که از کمان چشمانت رها میشود، ندیدهام.
به غیر از خویش رفتن چارهٔ دیگر نمی بینم
که باشد بی نشانی یک نشانی از نشان تو
هوش مصنوعی: جز خود را ترک کردن، راه دیگری نمییابم که بی نشانی از تو، فقط یک نشانه از تو باشد.
اگرچه پیش از این نشنیده بودم زان دهان حرفی
دهانی کرده اند امروز مردم از زبان تو
هوش مصنوعی: هرچند قبلاً چیزی از آن دهان نشنیده بودم، اما امروز مردم از زبان تو صحبت میکنند.
فلک کی می تواند شرح الوان نعم کردن
که یک پیچی است و اگر دیده از دستار خوان تو
هوش مصنوعی: آسمان نمیتواند رنگهای مختلف نعمتها را توصیف کند، زیرا یک پیچیدگی است و اگر دیدهای از بساط خوان تو برمیخیزد.
معانی را ز جیب غیب با این پاک دامانی
کشیده در طلسم صورتش سحر بیان تو
هوش مصنوعی: با این ویژگیهای پاک و بیآلایش، معانی را از دنیای ناشناخته به دست آورده و در شکل جادویی آن، جادوگری بیان تو را به تصویر کشیده است.
تو را در خواب می دیدم که خورشید آمدم بر سر
گشودم چشم و از بی طاقتی کردم گمان تو
هوش مصنوعی: در خواب تو را دیدم که مثل خورشید درخشیدهای. وقتی چشمانم را باز کردم، از شدت بیتابی فکر کردم تو آمدهای.
بجز اقلیم ملک دل نمی تازد دگر جایی
که غیر از دل نمی گنجد غم صاحبقران تو
هوش مصنوعی: جز سرزمین دل، هیچ مکان دیگری نیست که غم قدرتمند تو در آن جایی داشته باشد.
نباشد خاطر جمعی سراسر در جهان کس را
نروید جز گل آشفتگی در بوستان تو
هوش مصنوعی: در این جهان هیچکس نمیتواند به طور کامل از نگرانیها و دغدغهها آرامش داشته باشد؛ تنها در محیطی که تو حضور داری، گلهایی از آشفتگی و دغدغه میشکفند.
مذاقم را به انده دایه می پرورد و می گفتم
نشیند لذت غم تا به مغز استخوان تو
هوش مصنوعی: عواطف و احساسات دردناک مرا مانند مادری بزرگ میکند. و من میگفتم، بگذار غم به عمق وجودت نفوذ کند و لذت آن را احساس کنی.
بیا و کافرم کن وانگهان زن تیغ بر فرقم
گذشتم از سر ایمان و جان خود، به جان تو
هوش مصنوعی: به نزد من بیا و عقیدهام را تغییر بده. ناگهان با تیغی بر سرم فرود آمدی و من از روی ایمان و جانم، جانم را فدای تو کردم.
نه در وصلت قرار و نی به هجرت صبر و تمکینی
سعیدا کرده ام در هر دو حالت امتحان تو
هوش مصنوعی: نه در وصال تو آرامشی دارم و نه در جدایی صبر و تحملی. در هر دو وضعیت، فقط امتحان تو را پس دادهام.