برگردان به زبان ساده
از دم تیغ غم او هر نفس خون میخورم
کس نمیداند که من این باده را چون میخورم
هوش مصنوعی: در هر لحظه از درد و غم او دلم میسوزد و از این ناراحتی جانی در من باقی نمانده است. هیچکس نمیداند که من این حس عمیق را چگونه تحمل میکنم و مثل شرابی مینوشم.
همت عالی به مردن تشنه لب راضیتر است
کاسهٔ آبی که من از دست جیحون میخورم
هوش مصنوعی: آرزو و عزم بلندتر از آن است که آدمی با زندگی راحت و عادی، البته نه چندان خوشایند، راضی شود. برای او تلاش و مبارزه در راه آرمانهای بزرگ، ارزش بیشتری دارد تا بهرهمندی از آسایش و مادیات که ممکن است حقیر و سطحی باشد.
در دل شوریدهٔ من قوت شادی نماند
بس شکست از لشکر غم در شب خون میخورم
هوش مصنوعی: در دل آشفتهام دیگر جایی برای شادی باقی نمانده است، زیرا غم همچون لشکری به من هجوم آورده و شبها در حال نوشیدن شراب غم انگیزم.
تکیهام تا گشته همت، فکر بس گردیده پاک
خرقه موزون کردهام در فقر و مضمون میخورم
هوش مصنوعی: من با تکیه بر ارادهام به نتیجه رسیدهام و افکارم را پاک کردهام. در حالی که در وضعیت فقیرانه و با ویژگیهای خاص خود زندگی میکنم، از زندگی لذت میبرم.
این پشیمانی ندارد سود ساقی می بیار
چون نخوردم پیش از این بد کردم اکنون میخورم
هوش مصنوعی: این پشیمانی فایدهای ندارد. ای ساقی، شراب بیاور چون قبلاً نخوردم و اکنون احساس میکنم که باید بنوشم.
ای سعیدا از شراب ناب و لعل کامبخش
چون تو مَنعَم میکنی من بعد بیچون میخورم
هوش مصنوعی: ای سعید، تو با شراب خالص و خوشطعم خود، من را به کامرسانی میکنی؛ از این به بعد بدون هیچ تردیدی مینوشم.