برگردان به زبان ساده
بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
گردون مثال طاق روانی ز دود دل
هوش مصنوعی: من نشانی از عشق و احساساتم را در آسمان مانند نشانهای از دودی که از دل برمیخیزد، به جا گذاشتم.
پرهیز کز حقیقت خود کرده ام روان
مانند شعله روح روانی ز دود دل
هوش مصنوعی: از واقعیت خود دوری جستهام، مانند شعلهای که میسوزد. روح من همچون دودی است که از دل برخاسته.
با صد هزار تعبیه اش نقش بسته ام
چون آسمان شکسته کمانی ز دود دل
هوش مصنوعی: من با هزاران تدبیر و طرح، بهگونهای بر افراشتهام که مانند آسمانی که شکسته و کمانی از دود دل را به تصویر میکشد.
تا در هوای قامت او سوخت سرکشید
در باغ سینه سرو روانی ز دود دل
هوش مصنوعی: هوا و بوی موی او مرا به شدت میسوزاند و به همین دلیل در باغ قلبم، شمعی از عشق به تپش واداشتهام که مانند سروی در حال زیبا ایستاده است و دلتنگیام را نشان میدهد.
دایم ز آه، سینهٔ عشاق روشن است
هرگز ندیده ایم زیانی ز دود دل
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان همیشه با آه و ناله روشن و زنده است، و تاکنون دیده نشده که از دود دل آنها ضرری به کسی برسد.
هرگز نسوخت خاطر یاران به حال ما
کردیم بی حساب بیانی ز دود دل
هوش مصنوعی: هرگز دلی به خاطر حال ما نگران نشد، زیرا بیدلیل و به طور غیرمنتظرهای از درد دل خود سخن گفتیم.
داریم همچو لاله سعیدا در این چمن
از چشم زخم داغ نهانی ز دود دل
هوش مصنوعی: ما مانند لالهای خوشحال در این باغ هستیم، اما از داغی پنهانی که از درد دل به ما رسیده، در معرض آسیب هستیم.