برگردان به زبان ساده
چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف
نشین به روی حصیر ای دلا و زر می باف
هوش مصنوعی: وقتی عمق و معنا دروجودت نیست، دیگر به مقام و ثروت خود نبال و مانند ملامتی که بر روی حصیر نشسته است زندگی کن، ای دل، و به کار خود ادامه بده.
تو در طریق کسی رو که «ما عرفنا» گفت
مکن پرستش اغیار را چو عبدمناف
هوش مصنوعی: به دنبال کسی نرو که نسبت به معرفت الهی بیتوجه است. مانند عبد مناف، دیگران را نپرست و آنچه را که درست و واقعی است، دنبال کن.
زیارت دل افتادگان این ره کن
که هر نفس به خدا کعبه می رود به طواف
هوش مصنوعی: بهتراست که به زیارت دل کسانی برسی که در این مسیر افتادهاند، زیرا هر لحظه روح به سوی خدا میرود و دور کعبه طواف میکند.
طریق امن ره بیخودی و قلاشی است
که این گروه به امر خدا شدند معاف
هوش مصنوعی: راه امن و مطمئن برای رسیدن به حالت بیخودی و رهایی از دنیا، مسیری است که این گروه از مردم به فرمان خدا از آن معاف شدهاند.
ز بس فسرده دلی ای مرید خواب شدی
چو پنبه در گرو بستر و رهین لحاف
هوش مصنوعی: به خاطر دلسردیات، ای شاگرد، چنان غرق خواب شدهای که مانند پنبه در خوابگاه افتادهای و در زیر لحاف، گرفتار شدهای.
چه کعبه ای است خدایا دلم که هر دو جهان
نمی دهم ره و هر دم همی کنند طواف
هوش مصنوعی: خدایا، دلم چقدر مقدس و ارزشمند است که حاضر نیستم آن را به هیچ چیز در دو جهان بفروشم و هر لحظه برایش دور میزنند و به دورش میچرخند.
شمار عقد نفس کن نه مهرهٔ تسبیح
که نقد عمر چنین می رود بسی به خلاف
هوش مصنوعی: به جای اینکه فقط به تعداد تسبیحها توجه کنی، به شمارش نفسهایت بپرداز. زیرا وقتی عمر در حال گذر است، این را فراموش نکن که ممکن است خیلی از چیزها خلاف طبیعت پیش برود.
تو ای خلاصهٔ گنجینهٔ خدای کریم
در این خزینه گشا چشم خویش شو صراف
هوش مصنوعی: ای تو که تجسم بخششهای خداوندِ کریم هستی، در این گنجینه، چشمانت را باز کن و به واقعیتها نگاه کن.
هر آن که بر سر این توده خاک پا نگذاشت
نمی رسد قدمش بر رکاب روز مصاف
هوش مصنوعی: هر کس که بر این زمین قدم نگذارد و به آن اهمیت ندهد، هرگز نمیتواند در روز دشواریها و نبردها به موفقیت دست یابد.
اگرچه یار مبراست از دو کون بگوی
که پاکبازی عشاق را دهد انصاف
هوش مصنوعی: اگرچه معشوق از تمام آلودگیها و نقصها به دور است، ولی بگوییم که عشق ورزیدن و پاکی عشق، خود نیاز به عدالت و انصاف دارد.
هر آن که هست به وجهی معیشتی دارد
مرا بغیر جمال تو نیست وجه کفاف
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی برای زندگیاش به چیزی وابسته است، اما من بدون زیبایی تو هیچ گونه تأمین و رضایتی ندارم.
کنم به فکر، سعیدا شکر ز شیر جدا
اگرچه فرق ندانم میان قاف ز کاف
هوش مصنوعی: در افکارم مشغولم، ای سعید، که اگرچه نمیدانم تفاوتی میان قاف و کاف وجود دارد، اما از شیر دیگر جدا نمیشوم و شکر میگویم.