برگردان به زبان ساده
[دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
در انتظار خویشم عمری است بر در خویش
هوش مصنوعی: من تو را دیدم و ناگهان از خودم جدا شدم. مدتهاست که در انتظار تو هستم و همچنان در درگاه تو منتظر میمانم.
گاهی به هم برآییم از مسجد و خرابات
ما و شراب و زاهد تسبیح و دفتر خویش
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که ما از دو راه متفاوت به هم میرسیم؛ یکی راه عبادت و مسجد و دیگری راه بیخیالی و دوری از قید و بندها. در این مسیر، ما هم میتوانیم مشغول نوشیدن شراب باشیم و هم در میانه زهد و ریاضت.
ناخورده باده مست است نادیده بت پرست است
یارب چه چاره سازم با نفس کافر خویش
هوش مصنوعی: کسی که هنوز شراب نخورده، مست است و آنکه بت را ندیده، همچنان به آن محبت میورزد. ای خدا، چه راهی پیش بگیرم تا با نفس کافر خود کنار بیایم؟
سلطان و سیر گلشن با ساغر شرابش
ماییم کنج گلخن با دود و اخگر خویش
هوش مصنوعی: ما در کنار گلستان با نوشیدن شراب، در مقام سلطنت هستیم، در حالی که در گوشهای از فضای تنگ و دودی، با شعلهها و ذغالی که در اختیار داریم، سرگرم هستیم.
بگشای چشم و بنگر ای شیخ شهر تا کی
این زهد خشک پیچی در دامن تر خویش؟
هوش مصنوعی: ای شیخ شهر، چشمانت را باز کن و ببین که تا چه زمانی این زهد و خشکی را در دامن دلت نگه میداری؟