برگردان به زبان ساده
یک قامت بلند به هر می کشیدنش
بالا برآید آب لطافت ز گردنش
هوش مصنوعی: یک انسان بلندقد به هر جا که میرفت، مانند چشمهای از لطافت و زیبایی به نظر میرسید.
دست که می رسد که گریبان او کشد
صد جان و دل کشیده سر از پای دامنش
هوش مصنوعی: دستی که به او میرسد، میخواهد او را به خود نزدیک کند و به خاطر او، چندین جان و دل فدای او شده است.
میدان ترکتاز خیالات او منم
جای جفاست تا به دل از دیدهٔ منش
هوش مصنوعی: در میدان افکار و خیالات او، من تنها کسی هستم که در دل، احساسات و نظراتش را میسازم، حتی اگر دیگران آن را نادیده بگیرند.
جان عزیز نیست اگر جسم او چرا
نازکتر از خیال نماند به من تنش
هوش مصنوعی: اگر جان انسان برایش عزیز است، پس چرا بدنش نباید نازکتر از خیال او باشد؟
دیگر به خویش باز نیاید به سال ها
یک بار هر که از بر خود دید رفتنش
هوش مصنوعی: دیگر هیچ کس نمیتواند به گذشته بازگردد، حتی اگر سالها بگذرد، وقتی کسی رفتنش را از پیش خود دیده باشد.
من باده نوش ساغر آن ساقیم که گاه
کیفیت شراب دهد لب مکیدنش
هوش مصنوعی: من جوانی هستم که در حال نوشیدن شراب هستم و گاه لبان او طعم این شراب را به من میدهد.
دارم بتی و شکر سعیدا که روی او
دیدن نمی توان مگر از دیدهٔ منش
هوش مصنوعی: من بتی دارم و شکر میکنم که فقط میتوانم او را از چشم دل ببینم، نه از چشم ظاهری.