برگردان به زبان ساده
نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
نرسیده است لب او به لب جام هنوز
هوش مصنوعی: او هنوز طعم شراب را نچشیده و لبش به لبهی جام نمیرسد.
چشم احسان نتوان داشت از آن بدخویی
که نداند گل چشم از گل بادام هنوز
هوش مصنوعی: نمیتوان از کسی که بدخلق و بدرفتار است انتظار نیکی داشت، زیرا او هنوز فرق میان زیبایی و ارزش را نمیداند.
با وجودی که نیاسوده دمی از گردش
نشده ابلق گردون به کسی رام هنوز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه این دنیا در حال گردش و تغییر است و هیچ کس نمیتواند در آن به آرامش برسد، هنوز هم کسی وجود دارد که نمیتواند به راحتی فراموش شود یا از یاد برود.
هر کجا بود دلی کرد نظر بستهٔ دام
با وجودی که ندارد خبر از دام هنوز
هوش مصنوعی: در هر مکانی که دل به چیزی attracted شود، نگاهش به آن چیزی است که در دام او گرفتار است، حتی اگر هنوز از وجود این دام بیخبر باشد.
می دهد چشم مرا هر نفسی دلداری
نیست او را خبر از مردم بدنام هنوز
هوش مصنوعی: هر لحظه چشمم به من آرامش میدهد، اما او از بدنامی مردم خبر ندارد و خبری از او نیست.
بی خبر بود که در حلقهٔ آن زلف تپید
می کند شرم دلم از نگه دام هنوز
هوش مصنوعی: دل من از تماشای زیبایی تو شرمنده است و نمیداند که در کمند آن زلف زیبایت، احساسی قوی و پرشور وجود دارد.
در گلستان پی آشفتن گل می گردد
می دهد یاد به سرو چمن اندام هنوز
هوش مصنوعی: در باغ، وقتی گلها به هم میخورند، یادآوری میکنند که سروها هنوز در چمن قد بلند و زیبا هستند.
در طریق ستم از خانه براندازان است
آفتابش نرسیده به لب بام هنوز
هوش مصنوعی: در راه ظلم، افرادی وجود دارند که به خانههای دیگران حمله میکنند و هنوز خورشید آنها به بالای بام نرسیده است. این نشان میدهد که در تاریکی و ظلمت، برخی از افراد به دنبال تخریب و آسیب زدن به دیگران هستند.
چه شود گر به سعیدا نظر از لطف کنی
نیست این غمزده شایستهٔ انعام هنوز؟
هوش مصنوعی: آیا ایرادی دارد اگر به سعیدا از روی لطف نگاهی بیندازی؟ هنوز این غمزده شایستهی محبت و توجه نیست؟