برگردان به زبان ساده
به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
که کمان گر شکند تیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: جوانی که به دنبال لذتها و هوسهاست هرگز پیر و خسته نمیشود، همانطور که اگر کمانی بشکند، تیر آن هرگز پرتاب نخواهد شد.
آن که دل بست به آن حلقهٔ گیسوی، دگر
خون دل نوشد و دلگیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: کسی که به زیبایی و جذابیت موی معشوق وابسته شده، همیشه باید خون دل بخورد و هرگز احساس دلتنگی نکند.
شب بی شام عشا تا سحرش یک سال است
روز روزی به کفان دیگر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: شب بدون غذا و بدون توجه تا سحر، به نظر یک سال میآید. اما روزی که از دست برود، هرگز دوباره بازنمیگردد.
آن که در فکر خم زلف بود مجنون است
عاقلی از پی زنجیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: کسی که همواره در خیال زلف معشوق باشد، فردی دیوانه است؛ زیرا انسان عاقل هرگز دنبال زنجیر نمیگردد.
غافل از بار گنه روی دگرگون نکند
رنگ بر چهرهٔ تصویر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: انسانی که از بار گناه خود غافل است، تغییر در وضع و روبهرویش ایجاد نمیکند و رنگوبو یا ماهیت واقعی او هرگز تغییر نخواهد کرد.
به بناگوش تو می بس نتواند آمد
صبح از خون شفق پیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: صبح به زیبایی چهرهات نمیتواند بیدلداری بیاید، زیرا رنگهای غمگین غروب هرگز کهنه نمیشوند.
شام تا صبح به یک آه رسا ساز که ماه
بدر بی محنت شبگیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: تا صبح با صدایی بلند نگرانیها و اندوههایت را بیان کن، زیرا بدون تحمل درد و رنج، مثل ماهی که در آسمان میدرخشد، هرگز نمیتوانی زیبایی و روشنی شب را ببینی.
شعلهٔ عشق به پیری ننشیند از جا
کاین حرارت به تباشیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: شعلهٔ عشق هرگز به پیری و فروکش کردن نمیرسد، زیرا این حرارت نهفته، به سادگی خاموش نمیشود.
زاهدا شیوهٔ گردون به ریا برپا نیست
آسیا آب به تزویر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: ای عابد، روش و سیرت این دنیا بر پایهٔ ریا و نیرنگ نیست. آسیاب زندگی از راه فریب و فریبکاری هرگز نمیچرخد.
رحم در سینهٔ آن شوخ نمی باشد هیچ
آب در جوهر شمشیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: در دل آن فرد شاداب و شوخ خبری از رحم و مهربانی نیست؛ چرا که همچون آب در جوهر شمشیر، نمیتواند خصوصیات نرم و ملایم را به خود بگیرد.
طبعم از فهم سخن عجز پذیرا نشود
از بریدن دم شمشیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: طبیعت من به گونهای نیست که از درک سخنان ناتوان شود و هرگز از قطع کردن دم شمشیر نمیترسد.
دست در دامن تقدیر سعیدا زده ایم
کار ما راست به تدبیر نگردد هرگز
هوش مصنوعی: ما دست خود را به دامن سرنوشت سپردهایم و مطمئن هستیم که کار ما با تدبیر درست پیش خواهد رفت و هرگز به اشتباه نمیافتیم.