برگردان به زبان ساده
در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
یادم دهد از روی تو دیدار قلندر
هوش مصنوعی: در یادآوری تو، دیوار و خانه مرا به یاد قلندری میاندازد که از دیدن تو الهام میگیرد.
از پردهٔ ناموس [برآیی] چو بنوشی
یک جرعه از آن ساغر سرشار قلندر
هوش مصنوعی: زمانی که از حجاب ناموس بیرون بیایی و یک جرعه از آن جام لبریز بپایی، مانند قلندری خواهی بود که از آزادی و شگفتی بهرهمند است.
در آینه هم عکس جمال تو کند سیر
خودبین نبود دیدهٔ بیدار قلندر
هوش مصنوعی: در آینه هنگامی که تصویر تو دیده میشود، خودپسندانه به خود نمینگرد، بلکه چشمی بیدار و آگاه نیاز دارد تا زیبایی واقعی را بیابد.
گه مؤمن و گه ملحد و گه گبر نماید
کس را خبری نیست ز اسرار قلندر
هوش مصنوعی: گاهی انسان مؤمن است و گاهی کافر یا بتپرست، هیچکس از رازهای روحی و درونی انسانها خبر ندارد.
این کار نمی داند و از بی خبران است
هر کس کند اقرار به انکار قلندر
هوش مصنوعی: هر کس که به سادگی به انکار حقیقت اعتراف کند، نمیداند چه میکند و از درک و آگاهی دور است.
از مشرق و مغرب ز سعیدا تو چه پرسی
از عرش خبر می دهد اشعار قلندر
هوش مصنوعی: از شرق و غرب، وقتی از سعیدا میپرسید، اشعار قلندر اطلاعاتی از عرش را به تو میدهند.