برگردان به زبان ساده
مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
که باز شور و جنون در دماغ ما جوشید
هوش مصنوعی: فقط زمانی که عطر گل و لاله در هوا به مشام برسد، دوباره احساس شوق و جنون در ذهن ما به وجود میآید.
عنان ز گرد تو شد ابلق نظر را گرم
غبار کوی تو گویا به توتیا جوشید
هوش مصنوعی: گرد و غبار دور تو به اندازهای عمیق است که نگاه را سردرگم کرده و به نظر میرسد که این غبار به چشمانم نشسته و آنها را تار کرده است.
چه الفت است خدایا که او به من دارد
کسی ندیده به بیگانه آشنا جوشید
هوش مصنوعی: خدایا، چه ارتباطی عجیب و عمیقی بین من و او وجود دارد که هیچکس نتوانسته است این نوع نزدیکی را بین دو بیگانه مشاهده کند.
حنا به آن کف پا رو به رو نشد هرگز
بسی به خون شهیدان کربلا جوشید
هوش مصنوعی: خون شهیدان کربلا در دل زمین جوشیده است، اما حنا هرگز به پاهای آنها نرسید.
به روی یار سعیدا سخن به عکس مگوی
که خون شرم در آیینهٔ حیا جوشید
هوش مصنوعی: با روی خوش با معشوق سخن بگو و دروغ نگو، چون شرم و حیا همچون خونی در دل انسان به جوش میآید.