برگردان به زبان ساده
رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
لبش هم حرف های سخت با یاقوت و مرجان زد
هوش مصنوعی: روزی که چهرهاش با رنگ شگفتانگیز گوهری چون لعل بدخشان زیبا شد، لبش شروع به گفتن سخنان گرانبهایی کرد که با یاقوت و مرجان همخوانی داشت.
چه بدمست است چم او در این میخانهٔ عالم
که یک یک دوستان خویش را با تیر مژگان زد
هوش مصنوعی: در این عالم بهسان یک میخانه، چشمان زیبای او با نگاهی مستکننده، هر یک از دوستانش را فریب میدهد و مجذوب خود میسازد.
از آن روزی که قسام ازل قسمت ادا می کرد
صلا رندان عالم را به حسن ماهرویان زد
هوش مصنوعی: از زمانی که سرنوشت ازلی قیاس و تقسیم میکرد، صدای زیبای دوستان را به طرف زیبایانی که صورتهای دلربا دارند، کشاند.
ز فکر و ذکر شیطان کرد غافل اهل عالم را
چه شد یارب که این گم کرده طالع راه مایان زد
هوش مصنوعی: ای خدا، اهل دنیا چرا از فکر و یاد شیطان غافل شدند؟ چه بر سرشان آمده که این راه گم شده را در زندگیمان به سمتی دیگر سوق دادهاند؟
ز تشریفی که نامش نسبتی با زلف او دارد
سلیمان تخت و بخت خویش بر کوه ماران زد
هوش مصنوعی: به خاطر احترامی که نام زلف او به خود گرفته، سلیمان تخت و بختش را بر کوه ماران به تصویر کشید.
گرفت آوازهٔ کوس مخالف طینتان دیگر
از آن روزی که گیتی نوبت شاه خراسان زد
هوش مصنوعی: از آن روزی که سرنوشت تغییر کرد و شایستگیهای جدیدی به میدان آمد، نام و آوازهٔ حریفان و مخالفان نیز بر افراشته شد و دیگر از آن روز، وضعیت و خصوصیات شما تغییر کرده است.
گلستان را سراسر دید پیراهن قبا کرده
سعیدا هم به نیش خار چاکی بر گریبان زد
هوش مصنوعی: سعیدا، در باغ گلستان، با زیبایی خاصی دیده میشود که پیراهنش را مانند قبا بر تن کرده است و همزمان، درد و رنجی را نیز احساس میکند که مانند خار بر گردناش زخم میزند.