برگردان به زبان ساده
چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
تمام ناشده نازش [نیاز] می آرد
هوش مصنوعی: دلبری وجود دارد که هر وقت با ناز و عشوه خود رو به رو میشود، همچنان ما را به نیاز و خواستههایش وادار میکند.
بغیر نخوت حج، حاجی بیابانگرد
دگر چه تحفه ز راه حجاز می آرد
هوش مصنوعی: جز خودستایی در مناسک حج، مسافر بیابانگرد چه هدیهای از سرزمین حجاز به ارمغان میآورد؟
در این سراچهٔ بازیچه، می ندانم کیست
که هر زمان ز خودم برده باز می آرد
هوش مصنوعی: در این محیط شلوغ و پرهیاهو، نمیدانم چه کسی است که هر لحظه من را از خودم دور میکند و به سمت خود میکشد.
چو در عرق گل رخسار شعله ریز شود
چو شمع، جان مرا در گداز می آرد
هوش مصنوعی: زمانی که عرق گل، مانند شعله آتش بر چهره میریزد، این منظر به قدری جذاب و دلنشین است که جان من را به شدت به شور و هیجان میآورد.
چه عشوه غمزه چه ناز و کرشمه از هر سو
جداجدا به دلم ترکتاز می آرد
هوش مصنوعی: چه زیبایی و جاذبهای که از هر طرف به دلم حمله میکند و مرا بیتاب کرده است.
نگاه چشم تو ما را به گفتگو آورد
که باده بر سر افشای راز می آرد
هوش مصنوعی: نگاه تو باعث شد که ما صحبت کنیم، زیرا شراب به افشای رازها کمک میکند.
خیال قامت او چون رسد به یاد، مرا
پی کشیدن آه دراز می آرد
هوش مصنوعی: وقتی به یاد فرم و زیبایی او میافتم، دلم به شدت میگیرد و آهی بلند از جانم برمیخیزد.
چه همت است سعیدا به عشق، بالا دست
که جغد می برد و شاهباز می آرد
هوش مصنوعی: سعیدا، چه اراده و تلاشی داری در عشق! در حالی که جغد، یعنی موجودی که نماد شب و تاریکی است، میتواند پرواز کند و بر روی چیزهای پایینتر تسلط یابد، اما در عوض شاهباز، که نماد شجاعت و بلندی است، بالا میآید و به اوج میرسد.