برگردان به زبان ساده
چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
جز خویش هر چه دیده در این جا گرفته است
هوش مصنوعی: چشمانش به قدری زیبا و جذاب است که دین و دل ما را از ما گرفته است. او فقط خود را دیده و هر چیز دیگری که در این دنیا وجود دارد، نظرش را جلب نکرده است.
دیگر کشد سر از بغل حکم آسمان
دیوانه ای که دامن صحرا گرفته است
هوش مصنوعی: دیگر بار از آغوش آسمان جدا میشود، دیوانهای که دامن صحرا را در دست دارد.
اکثر ز سیر خویشتنش روی داده است
فیضی که چشم ما ز تماشا گرفته است
هوش مصنوعی: بیشتر از آنچه که از خودمان میشناسیم، این نعمت و زیبایی که چشم ما از تماشای آن بهرهمند شده، نتیجهی همین آگاهی است.
زاهد اگرچه ترک سرانجام کرده است
آوازه اش ولی همه دنیا گرفته است
هوش مصنوعی: زاهد اگرچه در پایان، از دنیا و لذات آن دوری اختیار کرده است، اما شهرت و نامش در تمام جهان گسترش یافته است.
گردیده چاک پیرهن یوسفم بخیر
دامان خود ز دست زلیخا گرفته است
هوش مصنوعی: پیرهن یوسفم پاره شده، اما خوشبختانه دامان من از دست زلیخا در امان مانده است.
روی تو را به زلف سیاه تو نسبتی است
روزی است دامن شب یلدا گرفته است
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو شبیه تاریکی زلفهای سیاهت است، گویی روزی در شب یلدا، تاریکی شب را در آغوش گرفتهای.
سر برده است و محرم اسرار کرده است
دل داده و زبان سعیدا گرفته است
هوش مصنوعی: او سر خود را به خطر انداخته و رازهای مخفی را فاش کرده، عشق ورزیده و زبانش را به چنگال سعیدا سپرده است.