برگردان به زبان ساده
خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
این دور را قدح نه به اندازهٔ من است
هوش مصنوعی: این دور و وضع پرهیاهو به خاطر خمیازه و یکنواختی من است، و همچنان که لیوانی نیست که اندازهٔ من باشد، این حالت هم نشاندهندهی تأثیرات من است.
مضمون بکر غیر خموشی نیافتم
بستن لب از سخن، سخن تازهٔ من است
هوش مصنوعی: من نتوانستم به موضوع جدیدی برسم جز اینکه سکوت کنم، در واقع خودداری از صحبت کردن، برای من به نوعی بیان تازهای از افکارم تبدیل شده است.
رنگ پریده ام پر و بالم [شکستنی] است
بوی گلم هوای تو جمازهٔ من است
هوش مصنوعی: من حال و روز خوبی ندارم و احساس میکنم که به زودی آسیب میبینم. عطر گل من به یاد تو و حضور توست که مانند یک دوستی در کنارم است.
آن دفتر درخت خزان دیده ام که باد
دایم به فکر بستن شیرازهٔ من است
هوش مصنوعی: من درختی را مشاهده کردهام که در آستانهٔ پاییز قرار دارد و باد همواره در حال تلاش است تا آن را از هم جدا کند و نظم آن را به هم بریزد.
در دست، داغ حسرت وصل تو هر زمان
از بوستان یأس، گل تازهٔ من است
هوش مصنوعی: در هر لحظه، حسرت رسیدن به تو مانند گلی تازه از باغ ناامیدی در دست من است.
برق از شکوه شعلهٔ آهم شراره بست
فریاد رعد، شعبهٔ آوازهٔ من است
هوش مصنوعی: در جلال و زیبایی شعلهٔ آتشین نالهٔ من، نور و درخشش دارد. صدای رعد، نمایندگی از آواز و صدای من است.
در رزمگاه عشق سعیدا به روی زرد
مشاطه تیغ، خون جگر غازهٔ من است
هوش مصنوعی: در میدان عشق، ای سعیدا، چهره زرد آرایشگر مانند تیغ است و خون دل من بر این چهره جاری شده است.