جلوهای مستانه زان گلگونقبا میخواستم
زان گلستان یک نسیم آشنا میخواستم
با گواهان لباسی دعوی خون باطل است
ورنه خون خود از آن گلگونقبا میخواستم
تا به کام دل چو مرکز گرد سر گردم ترا
پایی از آهن چو پرگار از خدا میخواستم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جلوهای مستانه زان گلگونقبا میخواستم
زان گلستان یک نسیم آشنا میخواستم
هوش مصنوعی: من از این یار زیبای خوشرنگ و لعاب، یک نما و جلوه دلربا میخواستم و از باغ گلستان هم یک نسیم آشنا و آشناکننده میخواستم.