از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد
بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد
بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند
دل شد یتیم تا سخن من غریب شد
بعد از هزار شب که شب وصل داد روی
اوقات صرف پاس نگاه رقیب شد
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد
بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد
هوش مصنوعی: به خاطر ادب و sophistication ای که به دست آوردیم، دلمان به نوعی هنرمند و شاعر شده است، و همین تلاشها و سختیهایی که کشیدیم، باعث شد تا ما به دردی بیفتیم که حالا درمانگر ما خود این درد است.