مس وجود مرا درد کیمیا باشد
طلای بی غش من درد بی دوا باشد
حصار عافیت من شده است درویشی
دعای جوشن من نقش بوریا باشد
ز آشنایی مردم، گزیده هر کس شد
کناره گیرد ازان سگ که آشنا باشد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مس وجود مرا درد کیمیا باشد
طلای بی غش من درد بی دوا باشد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وجود من مانند مسی است که در فرآیند کیمیاگری به طلا تبدیل میشود. اما این تبدیل، درد و رنجی را به همراه دارد. در واقع، این درد مانند طلای خالصی است که هیچ درمانی برای آن وجود ندارد و به نوعی بیانگر عمیقترین احساسات و مشکلات درونی شخص است.