برگردان به زبان ساده
از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست
خوش همایون طایری زین بیضه فولاد خاست
هوش مصنوعی: از دل سنگی بتها، نالهای بلند به گوش رسید. مانند اینکه یک پرنده خوشبخت و زیبا از تخم فولادی بیرون آمده است.
من که در خاموشی از آیینه می بردم سبق
نوخطی دیدم که از هر موی من فریاد خاست
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش، نگاهی به آینه انداختم و دیدم که خطی نو بر روی آن نقشی دارد که از هر رشته مویی که بر سرم دارد، فریاد و صدا بلند میشود.
تا دل سنگین شیرین هیچ جا منزل نکرد
هر شراری کز زبان تیشه فرهاد خاست
هوش مصنوعی: دل سنگین و غمگین هیچگاه در جایی آرام نمیگیرد، هر شعلهای که از زبان تیشه فرهاد به وجود بیاید.
ماه بر گردن نهاد از هاله طوق بندگی
سرو موزون تو تا از گلشن ایجاد خاست
هوش مصنوعی: ماه به خاطر زیبایی تو، به گردن خود نمادی از بندگی و اطاعت گذاشته است تا از گلشن زیباییها و خلقت به وجود آمده است.
می کند چون دام، چشم شوخ انجم را به خاک
از خرام او مرا گردی که از بنیاد خاست
هوش مصنوعی: چشم پُر زِ شوق او مانند دامی میشود که به زمین میافتد. از زیبایی و جذابیت او، من نیز به گرد او میگردم که از ریشه و بنیاد وجودم باز میخیزم.
در شکست قلب ما آن زلف و کاکل بس نبود؟
کان غبار خط مشکین هم پی امداد خاست
هوش مصنوعی: آیا فقط زلف و موی آن معشوق کافی بود که قلب ما را بشکند؟ این که غبار خط مشکی او هم به کمک آمد، کافی نیست؟
وای بر بی طاقتان، کز روی آتشناک او
چون سپند از مهر خاموشی مرا فریاد خاست
هوش مصنوعی: آه از بیصبرانی که به خاطر عشق سوزان او، همچون چوبی از اسپند که در آتش میسوزد، صدای فریاد من بلند شده است.
ساغرش چون لاله صائب دایم از می سرخ روست
هر که از خاک سیه با داغ مادرزاد خاست
هوش مصنوعی: ساکن گنجینهاش همیشه مانند لالهای است که از شراب سرخ رنگ لبریز است. هر کسی که از زمین سیاه و با زخمهای مادرزادی برمیخیزد، باید با این واقعیت روبرو شود.