برگردان به زبان ساده
مریز آب رخ خود مگر برای شراب
که در دو نشأه بود سرخ رو گدای شراب
هوش مصنوعی: آب روی خود را فقط برای شراب نریز، زیرا در دو حالت، رنگ رخسار گدای شراب سرخ است.
من این سخن ز فلاطون خم نشین دارم
علاج رخنه دل نیست غیر لای شراب
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که من یاد گرفتهام از فلسفه و گفتههای بزرگان مانند افلاطون، که درمان درد و خلأهای عاطفی دل فقط با نوشیدن شراب (نماد لذت و خوشی) به دست میآید و راه دیگری وجود ندارد.
هزار سال دگر مانده است ریزد آب
زلال خضر به آن روشنی به پای شراب
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هنوز هزار سال دیگر باقی مانده تا آب زلال و پاکی مانند آب خضر بر روی زمین ریخته شود و آن نوری که به پای شراب میتابد، تجلی کند. به نوعی، این بیان به امید و انتظار اشاره دارد که روزی شفافیت و روشنی به زندگی انسانها برگردد.
حباب وار سر فردی از جهان دارم
بر آن سرم که کنم در سر هوای شراب
هوش مصنوعی: من به مانند حبابی، بیثبات و ناپایدار، از دنیای مادی دور هستم و تنها فکری که در سر دارم این است که به یاد شراب و لذتهای آن بیفتم.
به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر
مباد آب حیاتت دهد به جای شراب
هوش مصنوعی: احتیاط کن و پیاله را از خضر بگیر، زیرا ممکن است که او به جای شراب، آب حیات به تو بدهد.
گره ز غنچه پیکان گشودن آسان است
نسیم نی چو شود جمع با هوای شراب
هوش مصنوعی: آزاد کردن گره از غنچه کار آسانی است، زمانی که نسیم به همراه هوای خوش شراب بیاید.
همان گروه که ما را ز باده منع کنند
که عقل را نتوان داد رونمای شراب:
هوش مصنوعی: همان دسته از افرادی که ما را از نوشیدن شراب منع میکنند، نمیتوانند عقل را از نوشیدن شراب بینیاز کنند.
کنند ساده ز خط کتابه مسجد را
اگر کتاب بگیرند در بهای شراب
(آن گروهی که ما را از بادهنوشی منع میکنند) اگر بهای شراب را به کتاب بدهند مثل این است آیاتی را که به خط خوش بر در و دیوار مساجد نوشتهشده پاک کنند.
کنم به وصف شراب آنقدر گهرباری
که زهد خشک شود تشنه لقای شراب
هوش مصنوعی: میخواهم آنقدر از خصوصیات شراب بگویم و آن را توصیف کنم که حتی زهد و زندگی خشک و بیروح نیز تشنهی لذت شادابی و شوق نوشیدن آن شود.
کدام درد به این درد می رسد صائب؟
که در بهار ندارم به کف بهای شراب
هوش مصنوعی: کدام دردی میتواند با این درد مقایسه شود، صائب؟ که در فصل بهار، حتی برای خریدن شراب چیزی در دست ندارم.