برگردان به زبان ساده
رسیده است به آفاق صیت دولت ما
تپیدن دل بی تاب ماست نوبت ما
هوش مصنوعی: نام و آوازهٔ دولت ما به دور دستها رسیده است و دل بیتاب ما در انتظار نوبت و فرصت میتپد.
کلاه گوشه اقبال ماست بی کلهی
گذشتگی ز دو عالم بود جنیبت ما
هوش مصنوعی: کلاه در اینجا نماد خوشبختی و اقبال ماست. بدون توجه به آنچه که از دو دنیای دیگر به ما رسیده، ما شخصیت و ویژگیهایی داریم که به ما اختصاص دارد.
خزینه گهر ما معانی رنگین
بریدن از دو جهان است تیغ جرأت ما
هوش مصنوعی: گنجینهی گرانبهای ما پر از معانی رنگین است و جدا شدن از دو جهان، نتیجهی شجاعت و ارادهی قوی ماست.
ز نور جبهه ما می شود جگرها آب
ز داغ عشق بود آفتاب رایت ما
هوش مصنوعی: از درخشش پیشانی ما، دلها نرم و لطیف میشود و عشق ما مانند آفتاب، گرما و روشنی را به ارمغان میآورد.
چو صبح، حق نفس بر جهانیان داریم
نمک به چشم جهان ریخت شور فکرت ما
هوش مصنوعی: مثل صبح، ما حق نفس را بر مردم جهان داریم و شور و شوق تفکر ما بر دنیای خواب آلوده افکنده است.
هزار تیغ زبان را نمود جوهردار
دگر چه کار کند پیچ و تاب غیرت ما؟
هوش مصنوعی: اگر زبان هزاران تیغ هم داشته باشد، دیگر چه تاثیری دارد؟ وقتی که ما غیرت و هویتمان را به نمایش میگذاریم؟
چو نوبهار، بود از معانی رنگین
تمام روی زمین، زیر بار نعمت ما
هوش مصنوعی: مانند بهار که زمین را با رنگهای زیبا و معانی گوناگون میآراید، تمام زمین زیر سایه نعمتهای ما قرار دارد.
دهن چو شیشه گشاییم بهر شادی خلق
وگرنه مهر خموشی است جام عشرت ما
هوش مصنوعی: اگر دهان را همچون شیشه باز کنیم تا به شادی مردم بپردازیم، در غیر این صورت، لبهای ما مملو از سکوت است و جام خوشی ما پر نمیشود.
زیادتی نکند هیچ لفظ بر معنی
ز راست خانگی خامه عدالت ما
هوش مصنوعی: هیچ کلمهای نمیتواند بر معنی بیفزاید، زیرا قلم ما از عدالت و صداقت نشأت میگیرد.
ز مهر و ماه نداریم روشنایی چشم
ز نور فطرت ما روشن است خلوت ما
هوش مصنوعی: چشمهای ما به خاطر محبت و زیباییهای طبیعی روشنایی ندارند، بلکه نور و آگاهی درون ماست که فضای خالیمان را روشن میکند.
گرفته بود چمن را فسردگی صائب
شدند نغمه سرا، بلبلان ز غیرت ما
هوش مصنوعی: چمن به خاطر افسردگیاش غمگین و ساکت شده بود، اما بلبلها از روی غیرت و احساس، شروع به سرودن آواز کردند.