برگردان به زبان ساده
می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش
داشتم وقت خوشی امشب درآن محراب خوش
هوش مصنوعی: در حال نوشیدن شراب بودم و به یاد ابروی او بودم. لحظههای خوشی را در این شب در آن مکان مقدس تجربه میکردم.
درخمار باده آب سرد، آب زندگی است
توبه تا کردم زمی دیگر نخوردم آب خوش
هوش مصنوعی: در حالتی که تحت تأثیر شراب هستم، آب سرد و زندگیبخش را تجربه میکنم. اما زمانی که توبه کردم و دیگر از میخوارگی دور شدم، دیگر هیچ وقت از آب خوش طعم ننوشیدم.
بیدلان را حیرت بسمل کند تلقین که نیست
غیر زیر سایه تیغ شهادت خواب خوش
هوش مصنوعی: بیدلان را حیرت میگیرد وقتی میگویند که در سایه شمشیر شهادت، خواب خوشی وجود ندارد.
می کند روشن دل تاریک را موی سفید
بهره مانیست غیر از خواب ازین مهتاب خوش
هوش مصنوعی: موهای سفید میتوانند دل تیره را روشنی بخشند، اما این نور جز خواب و آرامش در زیر این ماه زیبا چیزی نمیدهد.
زان مه شبگرد تاصائب جدا افتاده ام
می کند کار نمک در دیده ام مهتاب خوش
هوش مصنوعی: من از آن ماه شبگرد جدا افتادهام و غم و اندوهی که به دلم نشسته، مانند نمک در چشمم است. آن ماه تابان که خوش جلوه میکند، حالا برای من درد و سختی آورده است.