برگردان به زبان ساده
می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش
چون سبوخالی شد ازمی بار می گرددبه دوش
هوش مصنوعی: بر اثر فشار و سنگینی، انسان به زحمت میافتد و وقتی که شور و هیجان او کاهش یابد، مانند وقتی که از شراب بینصیب میماند، بار سنگینی را بر دوش خود احساس میکند.
صحبت اشراق راتیغ زبان درکار نیست
صبح چون گردید روشن شمع می گردد خموش
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که زمانی که صبح میشود و نور روز فرا میرسد، نیازی به سخن گفتن دربارهی روشنایی و روشنگری نیست. در این حالت، شمع که نماد روشنایی است، خود به خود خاموش میشود؛ چراکه وجود نور دیگر نیازی به روشنی و گفتن از آن ندارد. به عبارتی دیگر، وقتی حقیقتی روشن و واضح میشود، دیگر نیازی به توضیح و بحث دربارهاش وجود ندارد.
می شود دست نوازش باعث آرام دل
خشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش
هوش مصنوعی: دست نوازش میتواند به دل خشت آرامش دهد، اگرچه ممکن است خم شدن می، ناشی از جوش و هیجان باشد.
در سخن لب جلوه زخم نمایان می کند
می شود تیغ دودم هرگاه می گردد خموش
هوش مصنوعی: وقتی در صحبت کردن لبانم به زخمها اشاره میکنند، هر وقت که ساکت میشوم، کلمهها مانند تیغی تند و گزنده بر میخورند.
صبح آگاهی شود گفتم مراموی سفید
پرده دیگر فزون شد برگرانیهای گوش
هوش مصنوعی: صبح که آگاهی پیدا کردم، گفتم که در دلم حالتی دیگر بر افراشته شده و سنگینیهایی که در گوش دارم، بیشتر شده است.
بازی جنت مخور، کز بهر عبرت بس بود
آنچه آدم دید ازان گندم نمای جو فروش
هوش مصنوعی: از بازی کردن در باغ بهشت خودداری کن، زیرا آنچه آدم تجربه کرد، تنها یک درس عبرت برای تو است؛ همانطور که او از گندمنمایی جوفروش فریب خورد.
شورش عشق است درفرهاد از مجنون زیاد
سیل در کهسار صائب بیشتر دارد خروش
هوش مصنوعی: عشق در دل فرهاد به اندازهای شورانگیز است که نتوان آن را با عشق مجنون مقایسه کرد. مثل سیل در کوهها که صدایش از هر چیزی بیشتر است، عشق فرهاد نیز در قدرت و شدت خود بینظیر است.