برگردان به زبان ساده
آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش
می برد گیرایی از خوانهای ناحق، دیدنش
هوش مصنوعی: کسی که در ذهنم هست، با زیبایی و جذابیتش من را مجذوب کرده است و دیدنش از دست یابی به لذتهای نادرست جلوگیری میکند.
چون تواند دیده گستاخ من بی پرده دید؟
آن که نتوان سیر دیدن در نظر پوشیدنش
هوش مصنوعی: چطور میتواند چشمان بیپروا من بدون حجاب او را ببینند؟ کسی که نمیتواند در نگاهش شادی و زیبایی را بپوشاند.
از زمین بوسش دهنها می شود تنگ شکر
تا چه لذتها بود درکنج لب بوسیدنش
هوش مصنوعی: بوسیدن لبهای او چنان لذتبخش است که حتی در عشق و محبت، آدمها از شدت شوق و شکرگزاری احساس تنگی نفس میکنند و نمیتوانند برای بیان این لذت کافی باشند.
پیرهن را چون قبا از سینه چاکان می کند
از شراب لاله گون چون شاخ گل بالیدنش
هوش مصنوعی: پیرهن را به گونهای که یک قبا از سینه شکافته میشود، به خاطر شراب قرمزرنگی که مانند شاخ گل در حال پرورش است، میکند.
هیچ کس یارب هدف تیر هوایی را مباد
نیست یک ساعت بجا دل از پریشان دیدنش
هوش مصنوعی: هیچ کسی را یارای تحمل دیدن یک لحظه دلنگرانی و غم براش نیست، وقتی که تیر غم و دلتنگی در دلش مینشیند.
یوسفی کز انتظارش دیده من شد سفید
پله میزان یدبیضا شد از سنجیدنش
هوش مصنوعی: چشمانتظاری من برای یوسف باعث شده که چشمانم به سفیدی بزند. وقتی او را سنجیدند، از برتری او به روشنی نمایان شد.
درسر هرکس کند سودای لیلی آشیان
هست چون مجنون به پای مرغ سرخاریدنش
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق لیلی فکر میکند، در واقع مانند مجنون است که به خاطر عشقش هر فداکاری را میپذیرد و حتی حاضر است برای رسیدن به آن عشق آسیب ببیند.
هر دل مجروح کز مه طلعتی باشد کباب
هست در مهتاب گشتن در نمک خوابیدنش
هوش مصنوعی: هر دلی که به خاطر زیبایی و چهرهای خوب غمگین و زخمخورده باشد، وقتی در نور ماه میدرخشد، مانند کبابی میشود که در نمک خوابیده است.
هرکه بر سر می کشد رطل گران آفتاب
می رسد چون صبح صادق بر جهان خندیدنش
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی لذت و خوشی باشد، به زودی دلایل روشنی برای خوشحالی و شادابی خواهد یافت، همانطور که صبح صادق با روشناییاش بر جهان میخندد.
میشمارد گرچه خود را سرو از آزادگان
شاهد گویاست بر دلبستگی، لرزیدنش
هوش مصنوعی: سرو، با وجود اینکه خود را از آزادگان میداند، به هم زدنش نشاندهنده عشق و دلبستگیاش است.
هرکه را مستانه شوق کعبه در راه افکند
کار طی الارض می آید ز هر لغزیدنش
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق و شوق زیارت کعبه او را به سفر بیندازد، به مدد حال و هوای روحانیاش، از هر گامی که برمیدارد، به مرزهای فراتر از زمین و زمان دست پیدا میکند.
هرکه از خواب گران بیخودی بیدار شد
چشم واکردن بود، چشم از جهان پوشیدنش
هوش مصنوعی: هر کسی که از خواب سنگین و ناآگاهانه بیدار شود، به واقع باید چشماش را به حقیقتی گشود و از دنیای فریبنده چشم بپوشد.
گر به ظاهر یار صائب سرگران افتاده است
به زصد لطف نمایان است پنهان دیدنش
هوش مصنوعی: اگرچه به نظر میرسد معشوق در حالتی غمگین و افسرده است، اما در واقع عشق و لطف او بهوضوح در رفتار و چشمهایش نمایان است.