برگردان به زبان ساده
عقل اگر از سرپرد زاغ جگر خواری مباش
مغز اگر بیجا شود آشفته دستاری مباش
هوش مصنوعی: اگر عقل تو مانند زاغی نباشد که فقط به فکر خودخواهی و خوردن باشد، نگذار مغز و فکر تو بیهدفی و بیجایی شود و به آشفتگی دچار گردد.
حلقه تن گر ز سیلاب فناصحرا شود
در سواد اعظم دل چار دیواری مباش
هوش مصنوعی: اگر بدن تو در سیلاب نابودی غرق شود، دل تو باید در فضایی وسیع و غیر محدود بقا یابد. به دام و حصار محدودیت نرو.
رشته جان گر شود کوته ز مقراض اجل
برمیان جسم کافر کیش زناری مباش
هوش مصنوعی: اگر زندگیت کوتاه شود و به دست تقدیر به پایان برسد، در این حال نباید به گناه و کارهای ناپسند دامن بزنی.
باد هستی از سر بی مغز اگر بیرون رود
یک حباب پوچ در دریای زخاری مباش
هوش مصنوعی: اگر وجود تو بدون فکر و عقل خارج شود، مانند یک حباب بیمحتوا در دریای متلاطمی خواهی بود.
ازشنیدن گر شود معزول گوش ظاهری
در بساط قلزم و عمان صدف واری مباش
هوش مصنوعی: اگر گوش ظاهریات از شنیدن چیزی معزول شود، در محافل و مجالس پرزرق و برق مانند قلزم و عمان، همچون صدفی بدون ارزش و بیفایده نباش.
لب اگر خامش شود، یک رخنه غم بسته گیر
چشم اگر پوشیده گردد، داغ خونباری مباش
هوش مصنوعی: اگر لبها خاموش شوند، غم و اندوه به دل آسیب میزند و اگر چشمها بسته شوند، احساس درد و رنج عمیقتر خواهد بود.
پای سیر از خواب سنگین اجل گر بشکند
خاکدان دهر را بیهوده رفتاری مباش
هوش مصنوعی: اگر پاهایت از خواب سنگین مرگ بیدار شود و خاک زمین را بشکند، بیهوده رفتار نکن.
چند صائب بردل گم گشته خواهی خون گریست؟
در جگر پیکان زهر آلود خونخواری مباش
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی به خاطر دل گمشدهات گریه کنی؟ در دل خود مثل زخمهایی که بر اثر زهر ایجاد شدهاند، نباید حسرت یا افسوس بخوری.