برگردان به زبان ساده
حرف آن حسن بسامان از من مجنون مپرس
شوکت بزم سلیمان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: از من دیوانه دربارهی سخنان زیبا و مرتب آن معشوق نپرس، و همچنین از جلال و شکوه جشن سلیمان هم خبری نگیری.
می شود شق جامه صبح از شکوه آفتاب
باعث چاک گریبان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: صبح زیبا و باشکوهی که به دلیل درخشش خورشید آغاز میشود، میتواند به شکافها و چاکهای گریبان من بینجامد. از من، که در عشق میسوزم و دیوانهام، نپرسید چه به سرم آمده است.
نیست ملک بیخودی را ابتدا و انتها
عرض و طول آن بیابان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: هیچ سرزمینی بدون هدف و دلیل وجود ندارد و وسعت و عمق آن بیابان را از من دیوانه نپرس.
آتش سوزان نمی دارد خبر از زخم خار
تیزی خار مغیلان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: آتش سوزان هیچ اطلاعی از زخمهای من ندارد؛ از من دیوانه نپرس که چه به سرم آمده است.
نخل بی برگ از دم سرد خزان آسوده است
سرد مهریهای دوران از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: نخل بی برگ در پاییز به آرامش رسیده است و نباید از من دیوانه در مورد سردی و سختیهای زندگی بپرسی.
سنگ چون یاقوت شد، ایمن شود از انقلاب
حال چرخ حال گردان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: هنگامی که سنگ به زیبایی یاقوت تغییر کند، دیگر از تغییرات و نوسانات دنیا در امان خواهد بود. اما درباره حال من دیوانه نپرس.
سنگ و گوهر، دیده حیران میزان را یکی است
امتیاز کفر و ایمان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: سنگ و گوهر هر دو در چشم میزان ارزش یکسانی دارند. تفاوت بین کفر و ایمان را از من مجنون نپرس.
زین قفس عمری است مرغ وحشی ما جسته است
تنگی صحرای امکان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: مرغی که در قفس زندگی کرده، سالهاست تلاش میکند از آنجا خارج شود. اما برای درک فضای وسیع و بیپایانی که در انتظارش است، بهتر است از من مجنون سوال نکنی.
پیچ و تاب رشته جان را مسلسل می کنی
قصه زنجیر مویان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: زندگی من را مثل یک زنجیر در هم میپیچید و قصههای عاشقانهام را از من، که حال و روز خوشی ندارم، نپرس.
برنمی خیزد صدا از شیشه چون شد توتیا
سرگذشت سنگ طفلان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: صدا از شیشه بلند نمیشود وقتی که آن شیشه تبدیل به توتیا شده است. داستان سنگ را از من مجنون نپرس.
صائب آن زلف پریشان سیر را نظاره کن
باعث خواب پریشان از من مجنون مپرس
هوش مصنوعی: به تماشای زلفهای شگفتانگیز و آشفتهای بپرداز که این زیبایی باعث خواب آشفتهی من شده است، اما از من مجنون دربارهی آن نپرس.