برگردان به زبان ساده
هیچ کار از ما نمی آید ز کار ما مپرس
رفته ایم از خویش بیرون از دیار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما در کارهایمان هیچ توانایی نداریم، پس از ما سوال نکن. ما از خودمان جدا شدهایم و در مکان دیگری هستیم. پس در مورد سرنوشت ما چیزی نپرس.
کوه تمکین حبابیم از شکیب مامگوی
جلوه موج سرابیم از قرار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما مانند حبابی هستیم که در برابر کوه استقامت میکند و از چیزی که به نظر میرسد آرامش باشد، جلوهگری میکنیم. اما درباره وضعیت ما سوال نکن، زیرا انکار ناپذیر است که واقعیت ما از آنچه به نظر میرسد، پیچیدهتر است.
بید مجنونیم برگ ما زبان خامشی است
گل بچین از برگ ما، احوال بار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما مانند بید مجنون هستیم و برگهای ما درواقع نشاندهندهی سکوت ماست. از این برگها گل بچین و نپرس که حال و روز ما چگونه است.
دامن آرام بر دامان صرصر بسته ایم
از پریشان حالی مشت غبار ما مپرس
هوش مصنوعی: به آرامش خود در میان ناملایمات و سختیها چنگ زدهایم، اما در این وضعیت پریشان، از ما درباره آشفتگیامان سوال نکن.
دیده خورشید، فتراک سحر خیزان بود
حلقه فتراک ما بین از شکار ما مپرس
هوش مصنوعی: چشم خورشید، زودتر از سحرخیزان باز میشود و ما مثل حلقهای میان این فتراک، از شکار خود نپرس.
ازدیار حسن خیز عشق می آییم ما
می شوی آواره احوال دیار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما از سرزمین زیبایی و عشق میآییم، تو هم حواست باشد که در شرایط سخت، حال و روز ما را نپرس!
نقل ارباب جنون دیوانگی می آورد
رحم کن بر خویش از جوش بهار ما مپرس
هوش مصنوعی: عشق و جنون گاهی انسان را به حالت دیوانگی میکشاند. در این لحظهها، به خودت رحم کن و از شور و هیجان زندگی و عشق، سوالی نکن که ممکن است تو را به درون تردید و سوالات بیپاسخ ببرد.
سبحه ریگ روان انگشت حیرت می گزد
از شمار داغهای بی شمار ما مپرس
هوش مصنوعی: تسبیحی از دانههای ریز در دست دارم که هر دانهاش نشاندهندهی یکی از دردها و مشکلات بیشماری است که ما تجربه کردهایم، پس از من دربارهی تعداد این دردها نپرس.
شرح حال دردمندان دردسر می آورد
میل دردسر نداری از خمار ما مپرس
هوش مصنوعی: داستان و مشکلات کسانی که درد دارند، ممکن است به دردسر بینجامد. اگر از حال ما به خاطر غم و اندوهتان سوالی ندارید، بهتر است درگیر این مسائل نشوید.
حلقه تأدیب در گوش معلم می کشند
از فضولیهای اطفال دیار ما مپرس
هوش مصنوعی: معلم در کنار شاگردانش همیشه باید مواظب باشد که از فضولیها و شیطنتهای آنها دور بماند. بچهها در دیار ما زیادی کنجکاو هستند و این کنجکاوی ممکن است باعث دردسر شود.
یک نگاه گرم در سرچشمه خورشید کن
پیش رویش حال چشم اشکبار ما مپرس
هوش مصنوعی: به او یک نگاه پر انرژی و محبتآمیز بیانداز، چرا که در برابرش، دیگر نباید حال و روز چشمان پر اشک ما را بپرسی.
کار ما چون زلف خوبان در گره افتاده است
می کنی سر رشته گم صائب ز کار ما مپرس
هوش مصنوعی: کار ما به گونهای شده است که مانند زلفهای پیچیده و گرهدار زیبایانی به هم پیچیده است. بنابراین، تو نباید از ما بپرسی که چه کار میکنیم، چرا که در این کارها سر رشتهای نداریم.