برگردان به زبان ساده
بی صفا از خط نگردیده است رخسارش هنوز
می توان صد رنگ گلچیدن زگلزارش هنوز
هوش مصنوعی: چهره او هنوز به اندازه کافی زیباست که میتوان از گلزارش که شاداب و سرسبز است، رنگهای مختلفی برداشت کرد.
در پر طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرش
همچنان دل می برد در پرده گفتارش هنوز
هوش مصنوعی: حتی اگر طوطی در قفس باشد و فضای محدودی داشته باشد، اما شیرینی کلامش همچنان دلها را میرباید و جذابیتش از بین نمیرود.
خط ظالم گرچه یک گل درگلستانش نهشت
ریشه در دل می دواند خار دیوارش هنوز
هوش مصنوعی: ظلم و ستم حتی اگر در دل زیباییها و گلها هم وجود داشته باشد، باز هم تأثیر منفی و خاری را به جا میگذارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت. واقعیتهای تلخ همیشه از دل زیباییها سر بر میآورند.
گرچه نزدیک است پرهیز نگه را بشکند
می توان مرد از برای چشم بیمارش هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که انسان در خطر انحراف قرار گیرد، اما هنوز هم میتوان برای محافظت از چشم بیمار دیگری فداکاری کرد.
تیغ ابرویش ز زنگ خط نگردیده است کند
کارها دارد به مردم چشم پرکارش هنوز
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای او که به مانند تیغ ابرویش تیره و بیروح نیستند، هنوز هم کارهای زیادی با مردم دارند و بر زندگی آنها تاثیر میگذارند.
گرچه خط پشت سپاه زلف رابرهم شکست
در صف آرایی بود مژگان خونخوارش هنوز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خط دشمنان زلف معشوق با هم در هم شکست، اما در آرایش صف، مژگان خونخوار او هنوز باقی مانده است.
مستی حسن از سرش خط گرچه بیرون برده است
می توان گل چیدن از آشفته دستارش هنوز
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی حسن آنقدر به دلش نشسته که با وجود آثار پریشانی در او، هنوز هم میتوان از او زیبایی و لطافت را به دست آورد.
گرچه از خط حلقه های زلف بی پرگار شد
هست پابرجاچو مرکز خال طرارش هنوز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از نقش موهای بیقاعدهاش بخشی از زیباییاش کم شده، اما هنوز هم وجودش محکم است و مانند مرکز لکه خال زیبایش، ثابت و نشانهای از جذابیتش باقی مانده است.
گرچه زلف کافرش را خط مسلمان کرده است
سبحه در دل صد گره دارد ز زنارش هنوز
هوش مصنوعی: با این که موهای زیبای او شبیه درویشان و خداپرستان شده است، اما در دل او هنوز هزاران مشکل و گره وجود دارد که ناشی از عشق و وابستگی به اوست.
بی طراوت گرچه از خط شد نهال قامتش
خانه پردازست چون سیلاب رفتارش هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه قامتش از بیطراوتی و آسیب دیده است، اما هنوز هم مانند سیلابی که میجوشد و تغییر میآورد، رفتاری پرانرژی و سرشار از زندگی دارد.
گرچه شست از دلربایی دست ،سروقامتش
هست چندین حلقه از قمری گرفتارش هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه دستانش از جاذبهی دلربایی دور شده، اما قامت کشیدهاش هنوز هم چندین زنگوله از زیبایی را به خود آویزان دارد.
ته بساطی گرچه از سامان حسنش مانده است
از هجوم مشتری گرم است بازارش هنوز
هوش مصنوعی: بازار زیبایی هنوز هم به خاطر جاذبه مشتریانش گرم و پر رونق است، هرچند که تنها اندکی از زیباییهایش باقی مانده است.
گوهرش هر چند درگردکسادی شد نهان
صائب بیدل بود از جان خریدارش هنوز
هوش مصنوعی: هرچند که این گوهر در دنیای بیرونق و تاریکی پنهان شده است، ولی با این حال، کسی که از دل به آن عشق میورزد هنوز هم وجود دارد.