برگردان به زبان ساده
ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
هرغنچه زاسرارتوگنجینه دیگر
هوش مصنوعی: هر ورق گل به نوعی نمایانگر توست و هر غنچه نیز به عمق راز تو اشاره میکند.
بی باده گلرنگ ،بود در نظرمن
هر ابرسیاهی شب آدینه دیگر
هوش مصنوعی: بدون شراب رنگین، در نظر من هر ابر سیاه شب مانند یک شنبه دیگر به نظر میرسید.
از سینه من گرچه اثرداغ تونگذاشت
می بودمراکاش دو صد سینه دیگر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه داغ عشق تو بر سینهام باقی مانده، کاش صد سینه دیگر داشتم تا این درد را در آنها جای دهم.
درآرزوی داغ چوخورشید تو هرروز
از صدق دهد صبح صفا سینه دیگر
هوش مصنوعی: هر روز در انتظار نور و گرمای تو مانند خورشید، دل امیدوار و صفا بخش من دوباره جان میگیرد.
برخرقه صد پاره ارباب توکل
جز رقعه حاجت نبود پینه دیگر
هوش مصنوعی: تنها چیزی که برای برآورده شدن خواستههایت نیاز داری، دلگرمی و اعتماد به خداست؛ دیگر هیچ نیازی به وسایل و امکانات دنیوی نداری.
خورشید نمی سوخت نفس درطلب صبح
می بود گر سینه بی کینه دیگر
هوش مصنوعی: اگر دل انسان بدون کینه باشد، در دلش آتش حسرت و longing برای صبح و روشنایی وجود نخواهد داشت و خورشید هم خاموش نمیشود.
بیناست درین بحرحبابی که ندارد
غیراز سر زانوی خودآیینه دیگر
هوش مصنوعی: در این دریا فقط حبابی وجود دارد که غیر از تصویر سر زانوی خود، آینه دیگری ندارد.
آن دلبربیباک چه میکردبه عاشق
می داشت اگر غیردل آیینه دیگر
هوش مصنوعی: آن معشوق دلربا چه کار میکرد اگر غیر از دل عاشق، دل دیگری هم میداشت؛ یعنی اگر دل او تنها برای عاشقش بود، همه چیز بهتر بود.
درپاره دل گم شود صائب گهرمن
چون حلقه زنم بردرگنجینه دیگر؟
هوش مصنوعی: اگر در دلِ شکستهام گوهری وجود داشته باشد، چه فایده دارد که آن را به درِ گنجینهای دیگر بیفکنم؟