برگردان به زبان ساده
هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
درکنج قفس نیست زگل مرغ چمن دور
هوش مصنوعی: با این که تو از من بد دیدهای، اما من را دور نکن. در کنج قفس، حتی پرندهای که در باغ است، دور نیست.
با تلخی غربت چه کند مصرشکرخیز؟
از بهرعزیزی نتوان شدزوطن دور
هوش مصنوعی: با تلخی دوری و غربت چه کار میتواند کرد؟ برای عزیزش نمیتواند از وطن دور شود.
درکوثر اگرغوطه زند تشنه برآید
هرسوخته جانی که شد ازچاه ذقن دور
هوش مصنوعی: اگر کسی در کوثر، که آب حیات است، غوطهور شود، حتماً با تشنگی بیرون میآید. این به این معناست که هرکس دلتنگ و پریشانحال باشد و از دوری و جدایی رنج ببرد، هرگز نمیتواند به آرامش کامل دست یابد.
درخانه نشینی نتوان نام برآورد
گمنام عقیقی که نگرددزوطن دور
هوش مصنوعی: اگر در خانه بمانی، نمیتوانی به معروفیت دست پیدا کنی. عقیقی که دور از وطن خود زندگی کند، هرگز شناخته نخواهد شد.
گر مورکند تکیه گه از دست سلیمان
بسیار مدانید زاعجاز سخن دور
هوش مصنوعی: اگر موریانهای به تکیهگاه سلیمان آسیب بزند، نباید آن را نشانهای از قدرت کلام دور از دسترس او بدانید.
شد موی سرش پاک سفید از غم هجران
تانافه شد از ناف غزالان ختن دور
هوش مصنوعی: موهای سر او به خاطر غم جدایی از تو به طور کامل سفید شده است، و او از نازکایی و زیبایی دختران ختن دور افتاده است.
خوردند به کف آب زچاه اهل توکل
برتشنه ما آب شد از دلو رسن دور
هوش مصنوعی: آب را از چاه برداشتند و کسانی که به توکل بر تو ایمان دارند، تشنه باقی ماندند و ما هم به خاطر این وضعیت، از زحمت کشیدن دست کشیدیم.
هر چند بود درته پیراهن من یار
چون جامه فانوسم ازان سیم بدن دور
هوش مصنوعی: هر چند که یار من در انتهای پیراهنم حضور دارد، ولی مانند نوری که از بدنه چراغ ساطع میشود، از من دور است.
صائب زنظر بازی این تازه جوانان
از دل نشود دوستی یارکهن دور
هوش مصنوعی: این جوانان تازهنفس فقط به ظاهر و نمایندگی علاقهمندند و دوستیهای عمیق و قدیمی را فراموش کردهاند.