برگردان به زبان ساده
اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر
همان به شست تو خمیازه می کشم چون تیر
هوش مصنوعی: اگرچه در دل من از زخم تیر تو احساس درد زیادی دارم، اما باز هم به خاطر تو مانند کسی که از خواب بیدار میشود، آهی میکشم.
به بال عاریه دارم طمع ز ساده دلی
که از سپهر مقوس برون جهم چون تیر
هوش مصنوعی: من به کمک قرضی از بالها امید دارم، به خاطر سادگی کسی که از آسمان منحنی به سوی زمین پرتاب میشوم، مانند تیر.
کند جلای وطن سرخ روی مردان را
که در کمان نکند روی خویش گلگون تیر
هوش مصنوعی: وطن را تنها مردان شجاع و دلاور ترک میکنند که در میدان نبرد، با شجاعت و افتخار، از تیرها و خطرات نمیترسند. این مردان به خاطر گردنافراشتهگی و فداکاریشان در راه میهن، تلاش میکنند که به قهرمانی برسند.
نمی شود دو جهان سنگ ره خداجو را
کز این دو خانه به یکبار می جهد چون تیر
هوش مصنوعی: نمیتوان همزمان به دو هدف مختلف دست یافت. کسی که در جستجوی حقیقت و نزدیکی به خداست، مانند تیر است که از یک کمان پرتاب میشود و نمیتواند همزمان در دو مسیر حرکت کند.
مکن به حرف بزرگان زبان طعن دراز
ز عقل نیست فکندن به سوی گردون تیر
هوش مصنوعی: با زبان خود به بزرگان بیاحترامی نکن، زیرا عاقلانه نیست که با حرفهای بیمورد به آسمان هدف بگیری و به هدفی نرسی.
به لب ز سینه به تدریج می رسد آهم
به یک نفس نکند قطع بر مجنون تیر
هوش مصنوعی: آه من به آرامی از دل به لبهایم میرسد و هیچوقت قطع نمیشود، مانند مجنونی که در انتظار عشق است.
چو سود آه ندامت چو فوت شد فرصت؟
به صید کشته، زترکش میار بیرون تیر
هوش مصنوعی: وقتی که فرصتی را از دست دادی و حالا از عمل نادرست خود پشیمانی، چه فایدهای دارد؟ مانند کسی که شکار شده است، از تیرکمان خود تیر را بیرون نیاور.
به خاک و خون سفرش منتهی شود صائب
به بال عاریه هر کس سفر کند چون تیر
هوش مصنوعی: سفر هر فردی که با بالهای قرضی و غیرواقعی انجام شود، به نتیجهای دردناک و فلاکتبار ختم خواهد شد؛ مانند تیر که با سرعت میرود اما سرانجام به زمین و خاک میافتد.