برگردان به زبان ساده
می شود رنگین تر آن لعل سخنگودر خمار
می توان گل چید از خمیازه او در خمار
هوش مصنوعی: در حالت مستی و نشئه، زیبایی و جذابیت آن لعل سخنگو بیشتر میشود، بهطوری که میتوان از حالتی که او دارد، همانند یک گل، زیباییهایی را برداشت کرد.
خواهد افتادن ز چشمش مستی دنباله دار
گر ببیند چشم او را چشم آهو در خمار
هوش مصنوعی: اگر مستی بیپایان او را از نظر دور کند، فقط کافیست که چشمش به چشم آهو بیفتد، تا در حالتی دلبرانه و سرمست گردد.
در سرمستی چه خواهد کرد با نظارگی
تیر مژگانی که می گردد ترازو در خمار
هوش مصنوعی: در حالت سرمستی، چه تاثیری خواهد داشت بر رویم نگاه تیر مژگانی که وقتی مست میشوم، ترازوی احساساتم را تحت تأثیر قرار میدهد؟
ابر چون بی آب شد بر قلب دریامی زند
می شود خونخوارتر آن چشم جادو در خمار
هوش مصنوعی: وقتی ابر بدون آب میماند، بر دل دریا تأثیر میگذارد و خشمگینتر میشود. چشمی که جادو دارد، در حالت خمار به عمیقترین حالت خود میرسد.
می توان کردن در آتش سیر گلزار خلیل
ز انقلاب رنگ بر رخساره او در خمار
هوش مصنوعی: در آتش عشق، میتوان به زیباییهای باغ خلیل (که در اینجا به باغی پر از گل و عطر اشاره دارد) رسید و رنگهای ناشی از شور و هیجان بر چهره او در حالت مستی و سرخی بگذارد.
بی شراب لاله رنگ از عیش تلخ من مپرس
برتنم انگشت زنهاری است هرمو در خمار
هوش مصنوعی: بدون شراب، رنگ لاله و شادابی زندگیام را نپرس، زیرا بر تنم نشانهای است که نشاندهندهی غم و افسردگیام در حالتی ناخوشایند است.
سرو با آن تازه رویی، می کند در دیده ام
جلوه مینای خالی بر لب جو در خمار
هوش مصنوعی: در باغ، سرو جوان و زیبا در نظر من تابیده و خودنمایی میکند، گویی که مانند آبی خنک و زلال بر لب جوی، حالتی خوابآلود و مستی ایجاد کرده است.
بر دلم بار دو عالم نیست در مستی گران
بردماغ من گرانی می کند بو در خمار
هوش مصنوعی: قلب من از سنگینی دو دنیا آزاد نیست، در حال مستی باری سنگین بر دوش دارم که در حالت خمار، بر ذهنم فشار میآورد.
باز می ریزد می خونگرم رنگ آشتی
با حریفان می کنم هر چند یکرو در خمار
هوش مصنوعی: دوباره رنگ خونگرمی میریزد و به فکر آشتی با رقیبها هستم، هر چند که در حالت خماری و مستی به سر میبرم.
گر به پهلو دیگران رفتند راه کعبه را
من ره میخانه را رفتم به پهلو درخمار
هوش مصنوعی: اگر دیگران به سمت کعبه میروند، من مسیر میخانه را انتخاب کردهام و در حال غفلت و سرخوشی هستم.
در سر مستی بود ابروی ماه عید تیغ
برسرم شمشیر خونریزست ابرو درخمار
هوش مصنوعی: در زمان شادی و مستی، ابروی زیبای ماه مثل تیغی بر سر من است و این ابرو به حالتی گنگ و غمگین در آمده، مثل شمشیری خونین بر من سایه افکنده است.
جلوه زهر هلاهل می کند در آب تیغ
سبزه سیراب بر طرف لب جو در خمار
هوش مصنوعی: ظاهر زیبای زهر هلاهل (زهر کشنده) در آب نمایان است، در حالی که تیغ سبز گیاهان در کنار لب جوی به حالت خوابآلود و رو به آرامش است.
در تلافی کاسه زانو شود جام جمش
هر که یک چندی گذاردسربه زانو در خمار
هوش مصنوعی: هر کسی که مدت زیادی در خمار و مستی به سر ببرد، در نهایت به تلافی آن حالت، زانوهایش در وضعیت ضعیف و آسیب دیدهای قرار میگیرد. این نشاندهنده عواقب ناگواری است که سرانجام بر اثر غفلت از خود و پرداختن به لذتهای زودگذر، گریبانگیر انسان خواهد شد.
جام چون خالی شد ازمی ،خشک می آید به چشم
می چکد صائب می ازلعل لب او در خمار
هوش مصنوعی: زمانی که جام از شراب خالی میشود، به چشم خشک و بیروح میآید. قطرات شراب از لبان او بهگونهای میچکد که نشاندهنده حالتی مستیگونه است.