برگردان به زبان ساده
تخم مهری گر به دلها می فشاند روزگار
دانه از بهر درودن می دماند روزگار
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت در دلها کاشته شود، زمانه همواره در تلاش است تا نتیجه خوبی از آن برداشت کند.
برد چون خورشید هرکس رابه اوج اعتبار
بر زمین چون سایه آخر می کشاند روزگار
هوش مصنوعی: هر کسی که به اوج اعتبار و موفقیت دست پیدا کند، مانند خورشیدی است که بر زمین میتابد، اما در نهایت، روزگار مانند سایهای در کنار او خواهد بود و به تدریج او را به زمین خواهد کشاند.
از سگ دیوانه نتوان آشنایی چشم داشت
زخم دندانی به هرکس می رساند روزگار
هوش مصنوعی: از یک سگ دیوانه نمیتوان انتظار دوستی و آشنایی داشت؛ زیرا او به هر کسی که نزدیک شود، آسیب میزند و زخم میزند. روزگار نیز چنین حالتی را میتواند برای انسانها ایجاد کند.
تا دل مغرور من جایی نمی گیرد قرار
گر به سهو از چهره ام گردن فشاند روزگار
هوش مصنوعی: دل مغرور من آرامشی پیدا نمیکند. حتی اگر به اشتباه از چهرهام خشم بگیرد، روزگار همچنان به من توجهی نخواهد کرد.
از تو باشد گر همه روی زمین، از خودمدان
کانچه داد امروز، فردا می ستاند روزگار
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا هم از آن تو باشد، نباید خود را فریب دهی، زیرا آنچه امروز به تو داده شده، فردا روزگار آن را از تو خواهد گرفت.
می کند استاده دار عبرتی هم بردرش
هر که رابر کرسی زر می نشاند روزگار
هوش مصنوعی: هر که بر کرسی زر تکیه میکند، باید بداند که روزگار همواره درس عبرتی برای او دارد. در واقع، مقام و ثروت او نمیتواند او را از سرنوشت محتوم زمانه و درسهای آن محفوظ نگه دارد.
با کمال بی حیایی، همچو شرم آلودگان
می دهد رنگی و رنگی می ستاند روزگار
هوش مصنوعی: با نهایت بیشرمی، روزگار مانند افرادی که شرم و حیا دارند، رنگ و جلوهای به خود میگیرد و در عین حال، رنگ و زیبایی را از دیگران میگیرد.
دستگیری می کند بهر فکندن خلق را
نخل از بهر بریدن می نشاند روزگار
هوش مصنوعی: به کمک یکدیگر میتوانیم به زندگی ادامه دهیم و در این دنیا هر کسی برای آزار دیگران و ایجاد مشکل در زندگی آنها تلاش میکند، مثل اینکه درخت خرما برای میوه دادن و بارور شدن، در جایی نشسته است.
صائب لب تشنه راعمری است چون موج سراب
بر امید آب هر سو می دواند روزگار
هوش مصنوعی: زندگی مانند موج سراب است که شخصی لب تشنه را به هر طرف میکشاند و او را به امید یافتن آب، در چرخش و دویدن میکند.