برگردان به زبان ساده
ز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی را
به طفلان واگذار این ابجد عشق مجازی را
هوش مصنوعی: از رازهای حقیقت بهرهمند شو، امور عشق را به کودکان بسپار، زیرا این عشق سطحی و مجازی است.
به استغنای مجنون حسن لیلی برنمی آید
که ناز نازنینان است در سر، بی نیازی را
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر عشق و وابستگی به لیلی نمیتواند بینیازی و استقلالی که برای خود میخواهد را احساس کند، زیرا این احساس ناز و خودخواهی از سوی دیگران در درون او وجود دارد.
اگر داری دل پاکی درآ در حلقه مستان
که اینجا آبرویی نیست دامان نمازی را
هوش مصنوعی: اگر دل پاک و خالصی داری، به جمع مستان بپیوند که در اینجا دیگر خبری از آبرو و formalities مذهبی نیست و نمیتوان به ظاهر و مقامات توجه کرد.
خمار درد نوشان را می ناصاف می باید
توان در خاکساری یافت ذوق خاکبازی را
هوش مصنوعی: برای تجربه لذت از درد ناشی از نوشیدن، باید با فروتنی و تواضع به جستوجوی لذت از زندگی و بازی با خاک پرداخته شود.
به چشم دور گردان جلوه دیگر کند منزل
شکوه کعبه باشد در نظر کمتر حجازی را
هوش مصنوعی: چشم دوربین میتواند جلوهای متفاوت از یک مکان را نشان دهد، به طوری که در نظر بسیاری، شکوه کعبه کمتر از آن چیزی به نظر برسد که هست.
به صد افسانه عمر ابد کوته نمی گردد
مگر از زلف او دارد شب هجران درازی را؟
هوش مصنوعی: عمر ابدی نمیتواند به خاطر یک داستان طولانی و بیپایان خلاصه شود، مگر اینکه به زلف او پیوند خورده باشد و از او در شبهای دوری، رنج خیلی بیشتری کشیده شود.
گل روی بتان از آه من شد آتشین صائب
ز من دارد نسیم صبح این گلشن طرازی را
هوش مصنوعی: با نالهها و اندوه من، زیبایی و شادابی گلها به آتش درآمده است. نسیمی که صبح به باغ میوزد، از حال و هوای من خبر دارد و به سرزندگی این باغ پی میبرد.