برگردان به زبان ساده
عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
چون ذره رخت خویش به روزن کشیده اند
هوش مصنوعی: عاشقان با چشمان روشن و امید به عشق مینگرند، همانطور که ذرهای از زیبایی خود را به نمایش میگذارند.
در جلوه گاه حسن تو منصور وار خلق
کرسی زدار ساخته گردن کشیده اند
هوش مصنوعی: در محل زیبایی تو، مانند منصور، مردم با افتخار و سر بلندی به خود تکیه کردهاند.
منشین فسرده کز پی سامان اشک وآه
آتش ز سنگ و آب ز آهن کشیده اند
هوش مصنوعی: ننشین بیحوصله و غمگین، زیرا به خاطر پیدا کردن آرامش، اشک و نالهای که از دل میآید مانند آتش زدن سنگ و آب و آهن باعث زحمت و رنج میشود.
گنجور گوهرند گروهی که همچو کوه
درزیر تیغ پای به دامن کشیده اند
هوش مصنوعی: گروهی از ارزشمندانی هستند که مانند کوه، در مواجهه با سختیها و چالشها، استقامت و پایداری نشان میدهند و به رغم فشارها، سر خم نمیکنند و استقامت خود را حفظ میکنند.
دانند من چه میکشم از عقل بوالفضول
جمعی که ناز دوست ز دشمن کشیده اند
هوش مصنوعی: میدانند من چه رنج و مشقتی میکشم از دست افرادی که بهجای دوست، از دشمن ناز میکنند و خود را پر از خود بزرگبینی میسازند.
زهاد بهر رشته تسبیح بارها
زنار را زدست برهمن کشیده اند
هوش مصنوعی: زاهدان برای نشان دادن زهد و تقوا، بارها به رشته تسبیح اشاره کردهاند و در واقع به نشانهای از روحانیت، زنجیر را که نماد دنیایی است، از دست خود دور کردهاند.
ما بیکسیم ورنه به یک ناله بلبلان
فریادها ز سینه گلشن کشیده اند
هوش مصنوعی: ما در بی کسی به سر میبریم، وگرنه اگر بخواهیم، صدای ناله بلبلان میتواند از دل باغ فریادهایی بلند کند.
خوش باش با زبان ملامت که رهروان
از بهر خار زحمت سوزن کشیده اند
هوش مصنوعی: با زبان انتقاد شاد باش، زیرا افرادی که در مسیر زندگی گام برمیدارند، برای دوری از درد و رنج، زحمتهای زیادی کشیدهاند.
آیینه هاست حسن لطیف بهار را
این پرده هاکه بر رخ گلخن کشیده اند
هوش مصنوعی: آینهها زیبایی ملایم بهار را نشان میدهند، مانند پردههایی که بر روی چهرهی گلها کشیده شدهاند.
از بهر چشم زخم چو زنجیر عاشقان
بر گرد خویش حلقه شیون کشیده اند
هوش مصنوعی: به خاطر آسیبهای چشمی، عاشقان مانند زنجیری دور خود را با ناله و فریاد احاطه کردهاند.
سوداییان به آتش بی زینهار دل
صائب ز ریگ بادیه روغن کشیده اند
هوش مصنوعی: عاشقانی که به عشقهای خطرناک و بیپروا میسوزند، دل صائب، از نرمی و لطافت خود، مانند روغن از شن بیابان جدا کردهاند.