برگردان به زبان ساده
مدام چشم تو مست شراب می باید
همیشه خانه ظالم خراب می باید
هوش مصنوعی: چشم تو همیشه مانند مستی ناشی از شراب است و در نتیجه، خانهای که در آن ظلم وجود دارد، باید همیشه ویران باشد.
ازین قلمرو ظلمت گذشتن آسان نیست
دلی به روشنی آفتاب می باید
هوش مصنوعی: عبور از این دنیای تاریک، کار سادهای نیست و برای این کار به قلبی نیاز داریم که مانند نور آفتاب روشن باشد.
به خون خویش دل داغدار من تشنه است
کباب سوخته را این شراب می باید
هوش مصنوعی: دل غمزده من که همیشه در عذاب است، به خون خود نیاز دارد و مانند خوراکی سوخته، باید از شراب برای تسکین آن استفاده کنم.
کدام گنج گهر نیست در خرابه دل
درین خرابه همین ماهتاب می باید
هوش مصنوعی: در دل ویران و خراب عشق، گنجی از جواهرها وجود دارد و در این ویرانی، همین نور و زیبایی ماهتاب کافی است.
لباس عاریتی دور کن که دریا را
کمر ز موج وکلاه از حباب می باید
هوش مصنوعی: لباس عاریتی را از خود دور کن، زیرا برای مواجهه با دریا باید با قدرت موجها روبرو شوی و حبابها را که نمادی از زودگذر بودن هستند، فراموش کنی.
علاج مرده دلان جسم را گداختن است
زمین سوخته را این سحاب می باید
هوش مصنوعی: برای درمان دلهای مرده، باید جسم را در آتش سوزاند. این زمین سوخته نیاز به بارانی دارد که از آسمان نازل شود.
کم است مستی غفلت ترا که چون طفلان
فسانه ای دگراز بهر خواب می باید
هوش مصنوعی: مستی و غفلت تو کم است که مانند کودکان، فقط به خاطر خواب به داستانهای بیمحتوا گوش میدهی.
به شیشه نقل کنی تا ازین سفالین خم
هزار جوش ترا چون شراب می باید
هوش مصنوعی: اگر بتوانی شیشه را آباد کنی و از این ظرف سفالی، هزاران قطره عصاره به دست آوری، آن گاه مثل شراب باید به تو بنوشانند.
ز تازیانه موج است آب زیروزبر
زبان خموش به بزم شراب می باید
هوش مصنوعی: بر اثر ضربههای موج، آب در زیر و روی خود به حالت سکون و بیحالی درآمده است. در چنین حالی، سکوت باید در لذت بزم شراب حفظ شود.
چو زلف تا بهم آری دو مصرع موزون
هزار حلقه ترا پیچ وتاب می باید
هوش مصنوعی: اگر زلفت را در هم بریزی و به هم بیفتند، باید هزار بار آن را بچرخانی و بپیچی تا جذابیتش بیشتر شود.
گدایی در دل می کنی اگر صائب
دل شکسته وچشم پر آب می باید
هوش مصنوعی: اگر در دل خود احساس نیاز و گدایی میکنی، باید با دل شکسته و چشمانی پر از اشک، این احساست را بیان کنی.