برگردان به زبان ساده
به تیغ از سر بی مغز آرزو نرود
که بوی باده به یک شستن از کدو نرود
هوش مصنوعی: آرزوهای بیپایه و بیمحتوا با یک عمل ساده و سریع از بین نمیروند؛ درست مانند اینکه بوی دلپذیر نوشیدنی با یک شستشو از بین نمیرود.
به پیر میکده هر کس ارادتی دارد
به آستان خرابات بی وضو نرود
هوش مصنوعی: هر کسی که به پیر میکده احترام و ارادتی دارد، نباید بدون طهارت و پاکی به مکانهای پر از عشق و حالتهای ناب وارد شود.
ز پنبه سر مینا به حلقم آب چکان
که بی شراب مرا آب در گلو نرود
هوش مصنوعی: از پنبهای که به سر مینای زیبایی دوخته شده، آب میچکد بر حلقم، زیرا بدون شراب، حتی آب هم در گلویم نمیرود.
همیشه منفعل از خوی خودبود بدخو
که زردی آتش سوزنده را زرو نرود
هوش مصنوعی: انسانی که ذاتاً بدخلق و بدرفتار است، همیشه تحت تأثیر خصائص خود باقی میماند و نمیتواند تغییر کند، حتی اگر سعی کند. مانند آتش که رنگ زردش سوزاننده است و نمیتوان آن را پنهان کرد.
سراب تشنه لبان را کند بیابان مرگ
خوشا دلی که به دنبال آرزو نرود
هوش مصنوعی: بیابان خشک و داغ، تشنههایی را میبیند که در جستوجوی آب هستند، اما آنها متوجه نمیشوند که آنچه میبینند، فقط سراب است. خوش به حال کسی که در پی آرزوهایش نمیرود و دلش را درگیر این آرزوها نمیکند.
به جوی خویشتن این آب برنمی گردد
بهوش باش که چهره آبرو نرود
هوش مصنوعی: آب به جوی خود برنمیگردد، پس هوشیار باش که آبرویت از بین نرود.
ز وصل کم نشود خارخار درد طلب
که در محیط روانی ز آب جو نرود
هوش مصنوعی: درد طلب و longing برای وصال، هرگز کمتر نمیشود، چون در فضای روحی، مانند آب زلال، وجود ندارد.
کشیده دار ز سوداییان عشق زبان
به شانه پیچ وخم از زلف مشکبو نرود
هوش مصنوعی: کسی که در عشق دچار وسواس و خیالات شده، به خاطر زیبایی و دلربایی معشوق، هرگز نمیتواند از افکارش فاصله بگیرد و به راحتی رها شود. این عشق او را به دام کشیده و نمیتواند از آن خارج شود.
منم که قسمتم از تیغ یار خمیازه است
و گرنه تشنه کسی از کنار جو نرود
هوش مصنوعی: من همانی هستم که سرنوشتم با درد و غمی ناشی از عشق یار پیوند خورده است؛ و اگر اینگونه نبود، هیچ کسی به سادگی از کنار چشمه و آب زلال عبور نمیکرد.
نشاط فرش بود در حریم تنگدلان
ز هیچ غنچه نشکفته رنگ وبو نرود
هوش مصنوعی: زندگی و شادابی واقعی فقط در فضای دلهای تنگ و غمگین وجود ندارد؛ زیبایی و عطر هیچ غنچهای که هنوز باز نشده، نمیتواند به آنها راه یابد.
ز سفلگان کهنسال چشم جود مدار
که چون سفال شود کهنه آب ازو نرود
هوش مصنوعی: به افرادی که از نظر اخلاقی یا وضعیت اجتماعی پایینتر هستند، نباید امید داشت یا به آنها اعتماد کرد، زیرا همانند سفالی که قدیمی میشود، از آنها خیر و نیکی نمیتوان انتظار داشت.
نمی شوند خسیسان به مال زاهل کرم
به باده کوتهی دست از سبو نرود
هوش مصنوعی: بخیلها هرگز به ثروت نمیرسند و انسانهای بزرگوار با نجابت و سخاوتمندی، حتی اگر از مال خود هم بخواهند، از صرفهجویی و خساست دور نمیشوند.
چه شد که گرم سخن ساخته است عشق مرا
شکر ز خاطر طوطی به گفتگو نرود
هوش مصنوعی: عشق من باعث شده است که بیشتر صحبت کنم، به گونهای که دیگر مثل طوطی فقط به خاطر شکرگفتن نمیتوانم حرف بزنم.
شکر به شیر گراز مهر دایه آمیزد
بهانه از دل طفل بهانه جو نرود
هوش مصنوعی: شکر به شیر گراز به محبت و رابطه نزدیک دایه میافزاید، اما بهانهجویی کودک از دل او نمیگذرد.
چو موج صائب اگر پربرآورد غواص
نمی رسدبه گهر تا به خود فرو نرود
هوش مصنوعی: اگر موجی بالا بیاید، غواص نمیتواند به جواهر برسد مگر اینکه اول به عمق خود فرو برود.