برگردان به زبان ساده
به چاره سوز محبت ز جان برون نرود
تبی است عشق که از استخوان برون نرود
هوش مصنوعی: محبت و عشق چنان در وجود انسان عمیق و ریشهدار است که نمیتوان آن را به سادگی از دل و جان بیرون کرد. این احساس مثل تب و بیماریای است که تا عمق وجود، یعنی استخوانها، نفوذ کرده و جدا شدن از آن بسیار دشوار و غیرممکن به نظر میرسد.
کنون که شاخ گل از پای تابه سر گوش است
ز ضعف ناله ام از آشیان برون نرود
هوش مصنوعی: حال که شاخههای گل از پا تا سر به گوش میرسند، به خاطر ضعف و درماندگیام، نمیتوانم نالهام را از آشیان خارج کنم.
ز قد خم به ره راست دل قدم ننهاد
کجی ز تیر به زور کمان برون نرود
هوش مصنوعی: او با سرش راستی را از خود دور کرد و نتوانست قدمی درست بردارد؛ کمان و تیر را به زور نمیتوان راست کرد.
درازدستی رهزن چه می تواند کرد
ز راه راست اگر کاروان برون نرود
هوش مصنوعی: اگر کاروان از مسیر خود خارج نشود، چپاولگر درازدست نمیتواند کاری از پیش ببرد.
چه گل توان ز تماشای گلعذاران چید
به گلشنی که ازو باغبان برون نرود
هوش مصنوعی: در باغی که باغبان هرگز از آن خارج نمیشود، چه گلی میتوان چید که در تماشای زیبایی گلها و جوانهها لذت ببرد؟
توان به بوی گل از خار خشک گل چیدن
ز باغ بلبل ما در خزان برون نرود
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی گل و نرمش بلبل در باغ اشاره شده است. نشان میدهد که حتی در فصل خزان و با وجود خاری که در راه است، همچنان میتوان به دنبال زیباییها بود و از دلنشینیهای زندگی لذت برد. به نوعی بیانگر این است که محبت و عشق، حتی در شرایط سخت و دشوار هم میتواند وجود داشته باشد.
شده است خاک چمن سرمه ای ز سایه زاغ
چگونه بلبل ازین گلستان برون نرود
هوش مصنوعی: چمن به رنگ سرمهای درآمده و سایهی زاغ بر آن افتاده است. چطور میتواند بلبل از این باغ گل خارج شود؟
همیشه درد به عضو ضعیف می ریزد
که پیچ وتاب ز موی میان برون نرود
هوش مصنوعی: همیشه درد و آسیب به نقاط آسیبپذیر و ضعیف بدن وارد میشود، تا آنجا که دیگر نتوانند درست و سالم به کار خود ادامه دهند.
به زور درد دل جسته است هیهات است
که تیر آه من از آسمان برون نرود
هوش مصنوعی: درد و ناراحتی من به قدری عمیق است که هیچ چیز نمیتواند آن را از بین ببرد و اثر ناراحتی من همچنان در فضا باقی میماند.
در آن حریم که صائب سخن شناسی نیست
بهوش باش که حرف از دهان برون نرود
هوش مصنوعی: در جایی که افراد به خوبی سخن گفتن را نمیدانند، مراقب باش که حرفی از دهان تو نیفتد.