برگردان به زبان ساده
به جوش آورد باد نوبهاران خون عالم را
اگر چون غنچه از اهل دلی، دریاب این دم را
هوش مصنوعی: باد نوبهار، احساسات و شور و شوق معنوی را در دنیا بیدار کرده است. اگر تو هم مثل یک گل شکفته از عشق و محبت هستی، لحظه سرشار از این احساس را دریاب و قدرش را بدان.
وصال از تلخکامی عاشقان را برنمی آرد
که قرب کعبه نتوانست شیرین کرد زمزم را
نزدیکی و وصال برای عاشقان نمیتواند تلخیها را از بین ببرد، همانطور که نزدیکی به خانه کعبه نتوانست طعم آب زمزم را شیرین کند.
کسی انگشت بر حرف عقیق ساده نگذارد
سیه رویی بود از رهگذار نقش، خاتم را
هوش مصنوعی: هیچکس نباید بر روی کلام یا تعلیق ساده و بیتظاهر انگشت بگذارد، زیرا این کار نشانهی نادانی یا سیاهروئی است که از مسیر زیباییهای نقش و نگار دور شده است.
بهشتی شد مرا نظاره آن روی گندم گون
اگر گندم برون انداخت از فردوس آدم را
هوش مصنوعی: دیدن آن چهره زیبا و مانند گندم، برای من بهشتی شده است، حتی اگر گندم را از بهشت آدم بیرون انداخته باشد.
ندارد حاصلی سامان عشرت در کهنسالی
که نتواند نشاط عید برد از ماه نو خم را
هوش مصنوعی: عیش و شادی در پیری فایدهای ندارد، اگر نتوانی از تازگی و زیبایی یک ماه نو لذت ببری.
حجاب دیده روشن نمی گردد تن آسانی
نسازد بستر گل غافل از خورشید شبنم را
هوش مصنوعی: اگر چشمانت باز نباشد، نمیتوانی زیباییها را ببینی و راحتی و آسایش نمیتواند تنها با خواب و غفلت ثبت شود. همچنان که گل بدون آفتاب، تنها قطرهی شبنم را درک نمیکند.
نمی آرد به دریا روی، طوفان دیده از ساحل
نگردد یاد دولت در دل ابراهیم ادهم را
هوش مصنوعی: انسانی که طوفانها و مشکلات را تجربه کرده، هرگز برای ورود به دریا و مواجهه با چالشها تردید نمیکند. او همیشه یاد روزهای خوب و خوشیهایی را که در دلش داشته، فراموش نمیکند.
به خون خلق ازان تشنه است دایم چرخ مینایی
که سرسبزی ز آب چشم باشد نخل ماتم را
هوش مصنوعی: چرخ آسمان همواره به خون مردم تشنه است و این دلیلیست که نخلهای ماتم تنها با اشکها و آب چشمها سرسبز میشوند.
بخیلان را به آهی ریزد از هم سلک جمعیت
پریشان می کند اندک نسیمی ابر بی نم را
هوش مصنوعی: بخیلان با یک آه کوچک میتوانند جمعیت را به هم بریزند و با کمترین بادی، ابرهایی که بینم هستند را متلاشی کنند.
گواه از خانه باشد غنچه نشکفته را صائب
به شاهد نیست حاجت، روی شرم آلود مریم را
هوش مصنوعی: اگر غنچهای هنوز نشکفته، گواهی از خانهاش میشود، دیگر نیازی به شاهد نیست؛ زیرا چهرهی شرمآلود مریم خود گویای همه چیز است.