برگردان به زبان ساده
فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
خروش بحر به گوش صدف چه کار کند
هوش مصنوعی: آه و ناله دل شکسته آن معشوق چه فایدهای دارد؟ مانند اینکه دریا در حال طغیانی است، ولی صدف هیچ کاری از دستش برنمیآید.
ز قرب زلف دل تنگ من گشاده نشد
چه عقده باز ز دل دست رعشه دارکند
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیک بودن زلف آن محبوب، دل من همچنان در تنگنا مانده است و هیچ مشکلی از درونم برطرف نمیشود، حتی اگر دست لرزان و نگرانم بخواهد آن گره را باز کند.
بود ز وسمه دو ابروی آن بهشتی رو
دوبرگ سبز که خون در دل بهار کند
هوش مصنوعی: دو ابروی آن دختر بهشتی به مانند دو برگ سبز است که خون را در دل بهار به جریان میاندازد.
چوشانه شددل صدچاک من تمام انگشت
نشد که حلقه آن زلف را شمار کند
هوش مصنوعی: دل من به اندازهی صد چاک، به شدت در عشق دچار شده است و انگشتانم قادر نیستند تا زلف تو را بشمارند.
به خون صید چرا دامن خود آلاید
میسرست کسی را که دل شکار کند
هوش مصنوعی: کسی که دل دیگران را متوجه خود کند، نباید نگران شود که دامنش به خون شکار آغشته شود.
ز باده توبه نمودن دلیل بیخردی است
چگونه عقل پشیمانی اختیار کند
هوش مصنوعی: خوردن شراب و سپس توبه کردن نشاندهنده نادانی است. چگونه ممکن است عقل آدمی به احساس پشیمانی رسد؟
چه نسبت است به خورشید شان حسن ترا
فلک پیاده شود تا ترا سوارکند
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند زیبایی و شکوه تو را با خورشید مقایسه کند، چرا که آسمان خود را به خاطر تو به زمین خواهد آورد تا تو را بر دوش خود بگذارد.
در آن چمن که ندارندباربی برگان
نهال ما به چه امید برگ وبار کند
هوش مصنوعی: در آن جنگل که درختان دیگر نمیتوانند میوه بدهند، ما چگونه میتوانیم امید به برگزاری میوه و برگ داشته باشیم؟
فسان دشنه یکدیگرندسنگدلان
کسی چه شکوه به ابنای روزگار کند
هوش مصنوعی: این بیت به این موضوع اشاره دارد که عداوت و کینههای بین انسانها مانند دشنهای است که تنها در دل سنگدلها وجود دارد. بنابراین، انسانها نمیتوانند از حال و روز دیگران شکایت کنند، چون خودشان درگیر عداوت و دشمنی هستند.
کدام ذکر به این ذکر می رسد صائب
که آدمی نفس خویش را شمار کند
هوش مصنوعی: کدام دعا یا یاد میتواند به عظمت این یاد برسد که انسان بتواند نفس خود را بشمارد؟