برگردان به زبان ساده
چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند
مرا چوخط به لب او ره سخن بخشند
هوش مصنوعی: چه خوشی بزرگی است که به من اجازه دهند با دهن او سخن بگویم و از او خواستههای خود را بیان کنم.
سبک چو گرد ز دامان همت افشانم
تمام روی زمین را اگر به من بخشند
هوش مصنوعی: اگر به من اجازه دهند، با تمام قوا و تلاش خود، میتوانم تمام زمین را به زیر پای خود بریزم و به عرش برسانم.
شکستگان جهانند مومیایی هم
خوشا دلی که به آن زلف پرشکن بخشند
هوش مصنوعی: افرادی که در زندگی با شکست مواجه شدهاند، مانند مومیایی هستند. اما چه خوب است دلی که بتواند به لذت و زیبایی آن زلف پرشکن اعتماد کند و دل بسپارد.
درین ریاض ثمر رزق باد دستانی است
که چون شکوفه به هر خار پیرهن بخشند
هوش مصنوعی: در این باغ، ثمرهها و نعمتها به دستانی میرسد که مانند شکوفه، به هر خار موجود در دنیای خود زیبایی و نیکی میبخشند.
کشند اگر به ته بال سرنواسنجان
به تنگنای قفس وسعت چمن بخشند
هوش مصنوعی: اگر آنها به خاطر فشار و تنگنا به سر نواسان جانها لطمه بزنند، باید در عوض آزادی و وسعتی مانند گلزار را برای خود فراهم کنند.
مساز تیشه خودکند کاین عقیق لبان
ز خون خویش سراپا به کوهکن بخشند
هوش مصنوعی: به خودت آسیب نرسان، زیرا این عقیق، که از دستان تو ساخته شده، تمام هستیاش را از خون خود به دست آورده و در دل کوه زندگی میکند.
هنوز حق سخن را نکرده اند ادا
هزار عقد گهر گربه یک سخن بخشند
هوش مصنوعی: هنوز به درستی حق صحبت را ادا نکردهاند، اما هزاران گوهر و ارزش وجود دارد که اگر یک کلام درست گفته شود، بسیار ارزشمند خواهد بود.
زبان نغمه سرایان به کام می چسبد
اگر به طوطی ما فرصت سخن بخشند
هوش مصنوعی: اگر به طوطی ما اجازه صحبت بدهند، زبان سخنسرایان برای ما بسیار شیرین و جذاب خواهد بود.
مسلم است بر آن شمعها سرافرازی
که زندگانی خودرا به انجمن بخشند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شمعها که نماد روشنی و نور هستند، وقتی که برای دیگران روشنایی میدهند و به انجمنها و جمعها زندگی و نور میبخشند، واقعاً ارزشمند و سرافراز میشوند. به عبارت دیگر، کسانی که زندگی و انرژی خود را برای خدمت به دیگران صرف میکنند، به نوعی مقام و اعتبار مییابند.
به غور چاه زنخدان که می رسد صائب
مگر ز زلف درازش مرا رسن بخشند
هوش مصنوعی: در عمق چاه زنخدان، صائب به جز از زلف بلند او، نمیتوانم کمکی بگیرم.