برگردان به زبان ساده
به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
هزار عقد گهر با لب خموش برند
هوش مصنوعی: افرادی که به دقت گوش میدهند و عقل خود را به کار میبرند، مانند صدفی در دریا هستند که میتوانند با وجود سکوت خود، انبوهی از گوهر و ارزش را با خود به همراه داشته باشند.
به حرف وصوت مکن وقت خود غبارآلود
که فیض آینه از طوطی خموش برند
هوش مصنوعی: به زمان خود با صحبت کردن و در گفتگوها غفلت نکن، زیرا بهرهوری و زیبایی سخن از سکوت و آرامش جاری میشود.
بر آن گروه حلال است سیر این گلشن
که همچو غنچه زبان آورند وگوش برند
هوش مصنوعی: این دسته از مردم میتوانند در این باغ زیبا بگردند، زیرا مانند غنچهها سخن میگویند و شنوندگی دارند.
چنان ربوده اطوار بیخودان شده ام
که من ز هوش روم هر که را ز هوش برند
هوش مصنوعی: چنان مجذوب و شیفته شدهام که اگر کسی دیگر نیز از خود بیخود شود، من از حال و هوش خود کاملاً خارج میشوم.
غبار صدفدلان است کیمیای وجود
ز باده فیض حریفان دردنوش برند
هوش مصنوعی: غبار صدفها نشاندهندهی ارزش و اهمیت وجود است و شراب عاشقانه و فیضی که از آن مینوشند باعث میشود که دوستان و همراهان ناکامیها و دردها را فراموش کنند.
ز پای خم نرود پای من به سیر بهشت
مگر به عرصه محشر مرا به دوش برند
هوش مصنوعی: من تا زمانی که در دنیای خوشیها هستم، به بهشت نخواهم رسید و تنها در روز جزا خواهد بود که مرا بر دوش میبرند.
چه مهر برلب دریاتوان زد از گرداب
به داغ از سردیوانگان چه جوش برند
هوش مصنوعی: مهر بر لب دریا گذاشتهای و از غم و درد به شدت دچار پریشانی شدهای. دیوانگان چه شور و اشتیاقی دارند!
یکی هزار شود هوش من ز باده ناب
مگر به جلوه ساقی مرا ز هوش برند
هوش مصنوعی: من از نوشیدن شراب ناب به حدی به وجد میآیم که اگر ساقی جلوه کند، همه هوش و حواسم را از دست میدهم.
به بزم غیر دل خویش می خورد عاشق
چو بلبلی که به دکان گلفروش برند
هوش مصنوعی: عاشق همچون بلبل، در میهمانی دیگران دلش را در میان میبرد، مانند بلبل که به مغازه گلفروش میبرند.
چنین که حسن تو بیخود شد از نظاره خود
مگر ز خانه آیینه اش به دوش برند
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری مسحورکننده است که خود را فراموش کردهای. مگر اینکه از دنیای خودت بیرون بیایی و به دیگران نشان دهی.
کجاست مطرب آتش ترانه ای صائب
که زاهدان همه انگشتها به گوش برند
هوش مصنوعی: کجاست نوازندهای که آهنگی بسوزاننده و پرشور برای ما بنوازد، تا زاهدان هم با شگفتی گوش به آن دهند؟