برگردان به زبان ساده
فسردگان که طلسم وجود نشکستند
ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند
هوش مصنوعی: کسانی که نتوانستند به حقیقت وجود برسند، از این موضوع چه سودی میبرند وقتی که مانند کف روی دریا هستند و هیچ واقعیتی از خود ندارند؟
ز جوش بیخبری کردهایم خود را گم
وگرنه توشهٔ ما بر میان ما بستند
هوش مصنوعی: ما به خاطر بیخبری از حال و روز خود غافل شدهایم، وگرنه هر آنچه نیاز داشتیم در اختیار ما بوده و آماده است.
چه باده شوق تو در ساغر شهیدان ریخت
که در زمین چو خُم مِی ز جوش ننشستند
هوش مصنوعی: شوق و عشق تو چنان در دلهای مشتاقان ریخته شده که آنها مانند خُمهای پر از شراب، از شور و هیجان هرگز آرام نمیگیرند.
هنوز دایرهٔ چرخ بود بیپرگار
که طوق عشق تو را بر گلوی ما بستند
هوش مصنوعی: هنوز زمانه در حال چرخش است و بینظم به نظر میرسد، اما در این میان، عشق تو باعث شده که ما به شدت وابسته و در تنگنا قرار بگیریم.
خوش آن گروه که برداشتند بار جهان
وز این محیط، دلِ یک حباب نشکستند
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن گروهی که بار سنگین زندگی را بر دوش میکشند و در این دنیا، دلشان به سادگی و شکنندگی یک حباب آسیب نمیبیند.
سبکروان که فشاندند دامن از عالم
ز داروگیر خسوخارِ آرزو رستند
هوش مصنوعی: آنان که با سبکی و بیوزنی از دنیای مادی جدا شدند، از درد و رنجهای دنیا رهایی یافته و به آرزوها و آمال خود دست پیدا کردند.
ز آب بحر جدایی حبابها را نیست
چه شد دو روزی اگر باد در گره بستند
هوش مصنوعی: حبابها که از آب دریا جدا شدهاند، در واقع اهمیتی ندارند. حتی اگر برای مدتی هم باد باعث شود که آنها کنار هم بمانند، این امر تغییری در اصل موضوع ایجاد نمیکند.
مساز برگ اقامت که مردم آزاد
درین ریاض ز پا همچو سرو ننشستند
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که بر روی برگهای ماندن نروید، زیرا مردم آزاد در این باغها همچون سروها، بیحرکت و استوار ایستادهاند. آنها هرگز زانوی خم نمیکنند و در برابر ناملایمات نشکنند.
جماعتی که مجرد شدند همچو الف
چو تیرِ آه ز نُه جوشن فلک جستند
هوش مصنوعی: گروهی از انسانها که به دوری از تعلقات مادی روی آوردهاند، مانند حروف الفبا در یک صف مرتب و همچون تیرهایی که از سپر آسمان پرتاب میشوند، از دنیا و امور آن فاصله گرفته و به سوی معنویت پرواز میکنند.
گمان بری که ز جنگ پلنگ میآیند
ز بس که مردم عالم به روی هم جستند
هوش مصنوعی: شاید تصور کنی که از نبرد پلنگان خبر میآید، اما در واقع اینقدر مردم دنیا به هم برخورد کردهاند که این حالت پیش آمده است.
جماعتی که در اینجا نفس شمرده زدند
در آن جهان ز حسابوکتاب وارستند
هوش مصنوعی: گروهی که در این دنیا برای خودشان حساب و کتاب کرده و نفسشان را کنترل کردند، در دنیای دیگر از این محاسبه و حسابرسی آزاد خواهند بود.
ز انفعالْ سَر از خانه برنمیآرند
درین بهار گروهی که توبه نشکستند
هوش مصنوعی: در این بهار، افرادی که توبه کردهاند و از کارهای گذشته خود پشیمانند، از حالت انفعال و سکوت خود بیرون نمیآیند و همچنان در خانه میمانند.
جماعتی که به افتادگان نپردازند
اگر به عرش برآیند همچنان پستند
هوش مصنوعی: افرادی که به نیازمندان و کسانی که در شرایط سخت قرار دارند توجهی ندارند، حتی اگر به بالاترین درجات و مقامها برسند، هنوز هم در جایگاه پایینتری قرار دارند.
مکن ملامت عشاقِ بیخبر کاین قوم
ز خود نیاند اگر نیستند اگر هستند
هوش مصنوعی: عشاقی که بیخبر هستند را ملامت نکن، زیرا این افراد اگر هم وجود نداشته باشند یا اگر هم هستند، از خودشان بیخبرند.
ز آشنایی مردم کناره کن صائب
که از سیاهی دلْ بیشتر سیهمستاند
هوش مصنوعی: از ارتباط با مردم دوری کن، صائب، چرا که دلهای آنان به اندازهٔ سیاهی، تاریکتر و غمگینتر هستند.