برگردان به زبان ساده
دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
شکار وحشیی از دام جست وباز آمد
هوش مصنوعی: دل من به جای اینکه از تماشای زیباییها شاد شود، از دیدن شکار وحشیای که از دام فرار کرده و به زندگی برگشته، خوشحال است.
چرا یکی نشود ده نشاط من کان شوخ
به صد عتاب شد وباهزارناز آمد
هوش مصنوعی: چرا کسی نمیتواند به اندازهای که من شاداب هستم، با من همراه شود؟ او با بیمحلیهای زیاد و هزار ناز و ادا به من نزدیک شده است.
اگر چه از نظر آن دلبر گران تمکین
چو کبک رفت خرامان چو شاهباز آمد
هوش مصنوعی: هر چند آن معشوق زیبا از نظر دیگران همچون کبکی آرام و بیدغدغه در حرکت است، اما من همچون شاهبازی قوی و آزاد در اوج میپروازم.
ز اضطراب ندانم دل رمیدن کجاست
کنون که برسرم آن یار دلنوازآمد
هوش مصنوعی: از شدت اضطراب نمیدانم دل کجا باید برود، حالا که آن یار دلنواز بر سرم آمده است.
اگر چه ز آمدنش رفت دست ودل از کار
به عذرخواهی آن عمر رفته باز آمد
هوش مصنوعی: هرچند که با آمدنش، دلم و دستم از کار افتاد، اما برای معذرتخواهی، آن زندگی رفته دوباره به سراغم آمد.
به روی گرم مرا کرد پرسشی چون شمع
که موبموی من از شرم در گداز آمد
هوش مصنوعی: به صورت گرم و دوستانه از من سوالی کرد که مانند شمع در حال ذوب شدن از شرم، خجالت کشیدم.
مگر نماند اثر در جهان ز آبادی
که بر خرابه دلها به ترکتاز آمد
هوش مصنوعی: آیا چیزی از آبادانی در جهان باقی میماند وقتی که ویرانیها بر دلها هجوم میآورند؟
چگونه شکر کنم بی نیاز را صائب
که نازنین من در به صد نیاز آمد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از کسی که نیازی به کسی ندارد، تشکر کنم، در حالی که محبوب من با صدها نیاز به در آمد؟