برگردان به زبان ساده
معلم نیست حاجت در تپیدن کشته دل را
که خون رقص روانی می دهد تعلیم بسمل را
هوش مصنوعی: معلم لازم نیست که دل مجروح را تشویق کند به تپیدن، زیرا خون آن جانی که در حال رقص است، خود به خود آموزنده تجارب کشته شدن است.
به خون غلطیدن من سنگ را در گریه می آرد
مگر بندد حیا در کشتن من چشم قاتل را
هوش مصنوعی: وقتی من به خاطر عشق و احساساتم به شدت غمگین و محزون میشوم، حتی سنگها را هم به گریه میآورد. آیا میتوان حیا را به چشمان قاتل من القا کرد تا از کشتن من دست بردارد؟
نمی یابد دل پر خون من راه سخن، ورنه
عقیق از رهگذار نقش، خالی می کند دل را
هوش مصنوعی: دل پر درد من نمیتواند به راحتی صحبت کند، اما اگر میتوانست، عقیقها از بین نقش و نگارها، میتوانستند دل را خالی کنند.
درین وادی کدامین لیلی خوش چشم می باشد؟
که گردش سرمه آواز می گردد سلاسل را
هوش مصنوعی: در این مکان، کدام لیلی زیبا وجود دارد که چشمانش مانند سرمه میدرخشد و نغمهاش زنجیرها را به صدا در میآورد؟
دل بی عشق را در رخنه دیوار نسیان نه
مبر با خود به دیوان جزا این فرد باطل را
هوش مصنوعی: دل بی عشق را در خلاء فراموشی قرار نده و این شخص بیثمر را به دنیای حساب و کتاب نببر.
زیاد مرگ اگر بی تاب گردم جای آن دارد
که من در راه کردم از گرانی خواب منزل را
هوش مصنوعی: اگرچه مرگ برایم خیلی سنگین است و نمیتوانم به راحتی با آن کنار بیایم، اما توجیهی برای آن دارم؛ زیرا من در مسیر زندگیام خیلی زحمت کشیدهام و خواب و راحتی را فدای آن کردهام.
ز شور بحر دارد لذتی جان غریق من
که باشد جلوه موج خطر در چشم ساحل را
هوش مصنوعی: غریق که در دل دریا غرق شده، از شور و هیجان دریا لذتی عمیق میبرد. اما خطر موجهای خروشان در کناره ساحل هم قابل مشاهده است و در واقع این تضاد را به نمایش میگذارد.
ز بی دردی نباشد سیر باغ ما که از حیرت
به شاخ گل غلط کردیم دست و تیغ قاتل را
هوش مصنوعی: باغ ما از بیدردی نمیتواند شاداب باشد، چون ما از شدت حیرت به شاخههای گل دست زدیم و تیغ قاتل را لمس کردیم.
دل مجروح ما را بی قراری در سماع آرد
که پر بر هم زدن مطرب بود مرغان بسمل را
هوش مصنوعی: دل زخمی ما را در سماع و رقص و آواز، بیتابی و دلتنگی میافزاید؛ زیرا که شور و حال نوازنده، چون پرواز پرندگان زخمی، ما را به وجد میآورد.
گوارا کرد مرگ تلخ را دنیای پر وحشت
ره خوابیده دارد در سفر آرام منزل را
هوش مصنوعی: مرگ دشوار و تلخ را به راحتی میپذیرد، زیرا دنیای پر از ترس و اضطراب خواب راحتی را برای او در سفر به سرای آرامش فراهم کرده است.
شکایت داشتم از تیره بختی ها، ندانستم
که گردد زنگ غفلت بخت سبز آیینه دل را
هوش مصنوعی: من از بدبیاریهایم گلایه میکردم و نمیدانستم که غفلت میتواند شادابی و روشنایی دل را تحت تأثیر قرار دهد.
غبار غم نظر بر مردم روشن گهر دارد
نصیبی نیست از گرد یتیمی مهره گل را
هوش مصنوعی: غبار غم بر چهره مردم تأثیر میگذارد و به نوعی بر روح و وجودشان سایه میاندازد. در حالی که سنگینی این غم هیچ ارتباطی با زیبایی و لطافت وجود دارد. در واقع، غمی که بر چهره و دلها تأثیر میگذارد، هیچ نقشی در زیبایی و شکوه گل ندارد.
زر ناقص عیار از بوته صائب می شود کامل
روان ناگشته خالص، مغتنم دان عالم گل را
هوش مصنوعی: زر ناقص از بوته به حالت کامل و خالص در میآید، بنابراین باید به ارزش و زیبایی عالم گل که هنوز نرسیده است، توجه کنیم و آن را گرانبها بدانیم.